مرتضى مطهرى

55

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

- در مبحث غايات بحثى دارند كه مىگويند غايت بر دو قسم است : « غايت بالذات » و « غايت بالعرض » . مىدانيم انسان داراى قواى مختلفى از جمله قوّهء غاذيه و قوّهء تناسل است و بقاى نوع بر بقاى قوهء تناسل مترتب است . آيا غايت وجود فرد ، بقاى نوع است ؟ در اينكه بقاى نوع بر وجود فرد مترتب مىشود شكى نيست ، ولى آيا اين پدر براى اين پسر خلق شده است ؟ آيا هر پدرى براى فرزندانش خلق شده است و آن فرزندان باز براى فرزندان خودشان خلق شده‌اند ؟ آيا خلقت ، نسلى را براى نسل بعد مىآفريند ؟ يا نه ، غايت وجود هر كسى امر ديگرى است و غاياتى كه ذكر كرديم غايتهاى بالعرض هستند ؟ . [ فلاسفه ] معتقدند كه آن غايات ، غايات هست ولى غايات بالعرض است نه غايات بالذات . پس « و الوصول به اليه » مىرساند كه مقصود غاياتى است كه حركت سبب بالذاتِ آن است نه غاياتى كه حركت سبب بالعرض آن است . مرحوم آخوند مىگويد كه « باء » در « و الوصول به اليه » باى « سببى ذاتى » است . حال اينكه ادبا قبول كنند كه ما دو جور باى سببى داريم ، باى سببى ذاتى و باى سببى بالعرض ، بحث ديگرى است . غايت در حركت مستقيم و حركت دورى مرحوم شيخ در آخر قيد ديگرى ذكر كرده است : « و هو بالقوة أو بالفعل » . اين « بالقوة أو بالفعل » توضيح همان غايت است يعنى همان « شىء » در عبارت « على سبيل اتجاه نحو شىء و الوصول به اليه » . پس آن شيئى كه حركت به سوى آن است يا بالفعل است يا بالقوه . باز در همين مباحث اسفار در بحث مربوط به غايت خواهد آمد كه غايت حركت ، گاهى بالفعل است و گاهى بالقوه . فلاسفه معتقدند كه حركت اگر مستقيم باشد ، غايتش بالفعل است . در طبيعيات قديم معتقد بودند كه همهء عناصر حركت مستقيم دارند ، منتها دوتا از عناصر ، حركت به سوى مركز و دوتاى ديگر حركت به سوى محيط دارند ؛ آب و خاك ، حركت « مستقيم الى المركز » دارند و هوا و آتش حركت « مستقيم الى المحيط » دارند . حال