مرتضى مطهرى

34

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« عقدةٌ و حلٌ » را در آخر تعريفات مىآورد . شبههء فخر رازى دربارهء وجود حركت در باب حركت گفتيم كه لااقل ارسطويىها قبول كرده‌اند كه حركت عبارت است از خروج تدريجى شىء از قوه به فعليت . فخر رازى به « خروج تدريجى از قوه به فعل » اشكال كرده و مىخواهد بگويد كه هيچ چيزى در عالم تدريجاً به وجود نمىآيد ؛ همه چيز دفعتاً به وجود مىآيد ؛ ما خيال مىكنيم كه تدريجاً به وجود مىآيد . ( اتفاقاً در عصر جديد هم خيلىها طرز برداشتشان همين طرز برداشت امام فخر رازى است ) . مىگويد تمام آن چيزهايى كه ما خيال مىكنيم كه به تدريج به وجود مىآيند در واقع دفعى به وجود مىآيند و آنچه را كه ما حركت مىناميم در واقع حركت نيست . مىگويد آنجا كه حركتى رخ مىدهد كه اسمش را خروج شىء از قوه به فعل مىگذاريم آيا تغييرى در آن شىء پيدا مىشود ( به اينكه چيزى كه نبوده حادث شود و يا چيزى كه بوده زايل شود ) يا حال شىء هيچ فرقى نمىكند ؟ اگر حال شىء هيچ فرق نكند اين كه سكون است . پس ناچار وقتى كه شىء حركت مىكند ، يا چيزى كه نبوده حادث شده است و يا چيزى كه بوده زايل شده است . مىگويد ما بحث را مىآوريم در آنجايى كه چيزى كه نبوده پيدا شده است ، آنجا كه با حركت شيئى حادث مىشود . اين شىء ناچار ابتداى وجود دارد . آيا مىشود يك شىء حادث