مرتضى مطهرى

143

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

متعدد باشد . اگر برهان ، امرى را كه به نام ماده تشخيص داديم اثبات كند حداكثر اين است كه در همهء اشياء حيثيتى وجود دارد كه آن حيثيت قبول محض است ، ذاتش عين قوه و عين قبول است . در مورد چنين چيزى فرض تعدد معنى ندارد . تعددش به تعدد صور است نه به تعدد ذات خودش « 1 » . به هرحال ملاصدرا مىفرمايد در واقع فخر رازى معنى ماده را درست تعقل نكرده است ؛ چيزى را تعقل كرده است كه در واقع مجموع ماده و صورت است . اندرزى به طالبان حكمت متعاليه چون درس به مناسبت محرم به مدت سه هفته تعطيل خواهد بود مطلبى را عرض مىكنم . گفتيم كه فخر رازى قهرمان تشكيك است و اين از باب اين است كه ذهنش .

--> ( 1 ) . سؤال : مگر صورت عارض بر ماده نمىشود ؟ . استاد : ما با تعبير عروض و حلول مخالف نيستيم ولى به شرطى كه نوع عروض صورت بر ماده را با نوع عروض عرض بر موضوع خودش - حال جوهر باشد يا عرض - تفكيك كنيم . آنجا كه عرض ، عارض بر جوهر يا غير جوهر مىشود آن معروض در مرتبهء خودش براى خودش تحصلى دارد و اين عارض ، عارض بر يك امر متحصلِ در مرتبهء قبل است . ولى ماده ، تحصلش به صورت است . اشكال : مادهء ثانيه خودش بايد چيزى باشد كه صورت بعدى روى آن مىآيد . استاد : خودتان هم مىگوييد مادهء ثانيه . مادهء ثانيه ، ماده است براى صورت بعدى ولى خودش مجموع ماده و صورت است . سؤال : صورتى كه محصِّل ماده است چرا اين صورت خاص است و نه آن صورت خاص ؟ . استاد : بحث معروفى است كه در منظومه هم آمده است كه آيا صورتى كه محصل ماده است صورت خاص است يا « صورةٌ مّا » ؟ مىگويند صورتِ محصل ماده « صورةٌ مّا » است . آيا « صورةٌ مّا » يعنى صورتها بر ماده متبادل مىشوند ؟ احياناً بعضى مثالهايى كه ذكر مىكنند موهم اين مطلب است . مىگويند مثل عمود خيمه است ؛ خيمه قائم به « عمودٌ مّا » است . درست است كه اين عمود را اينجا زده‌ايم ولى خيمه ، عمودى مىخواهد نه خصوص همين عمود . اگر ما اين عمود را برداريم و به جاى اين عمود ، عمود ديگرى بگذاريم باز خيمه ايستاده است . امثال بوعلى كه قائل به كون و فساد هستند تبادل صور را قبول دارند كه صور عوض مىشوند و جاى يكديگر را مىگيرند . اما بنا بر حركت جوهرى امكان اينكه صور از يكديگر منفصل باشند و جدا بشوند نيست . بعد خواهيم گفت كه اين اتفاقاً از جمله مسائلى در مورد حركت جوهرى است كه مرحوم آخوند متوجه آن هست و در بسيارى از كلماتش در گوشه و كنار آن را بيان كرده است ولى متأسفانه در باب حركت جوهرى آنچنان كه بايد ، از اين اصل استفاده نكرده است و اين اصل برايش در باب حركت جوهرى مبدأ برهان نشده است . در ميان كسانى كه ما ديده‌ايم اين مطلب را خوب چسبيده و خوب توانسته است حداكثراستفاده را بكند آقاى طباطبايى هستند كه حاشيهء مفصل هم در همين اسفار دارند و در جاهاى ديگر هم آن را مورد بحث قرار داده‌اند .