مرتضى مطهرى
135
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ايراد فخر رازى بر سه برهان اول فخر رازى « 1 » با توجه به اين مطلب كه حكما معتقدند كه متحرك نيازمند به محركى مغاير ولى نه خارج از وجود متحرك است - كه آن طبيعت است - ايرادهاى خود را وارد كرده است . مىگويد عين همان ايرادهايى كه شما بر آن مسئله كه اگر جسم متحرك لذاته باشد سكونش ممتنع مىشود [ وارد كرديد در اينجا هم وارد است ؛ ] الجواب الجواب ؛ هرچه شما در آنجا جواب بدهيد ما هم در اينجا جواب مىدهيم . اگر منشأ حركت جسمى كه حركت مىكند طبيعت خودش است بايد سكون بر جسم ممتنع باشد چون طبيعت از جسم جدا نمىشود . پس همانطور كه « لو كان الشىء متحركاً لذاته امتنع سكونه » همانطور « لو كان الشىء متحركاً لطبيعته امتنع سكونه » ؛ و همانطور كه « لو كان الشىء متحركاً لذاته لزم اجتماع اجزاء الحركة » همانطور « لو كان الشىء متحركاً لطبيعته لزم اجتماع اجزاء الحركة » . بعد مىگويد شما ممكن است جواب بدهيد بگوييد نه ، آنجا كه ما مىگوييم طبيعت محرك است ، به شرط وجود يك حالت منافى و يا به شرط خروج از حالت ملايم است ، كه اين بحث را بعد مطرح مىكنند . مثلًا در مورد حركات مكانى مىگويند تا وقتى كه شىء به طبيعت خودش باشد حركت نمىكند ؛ بايد از حالت ملايم خودش خارج شده باشد تا حركت كند . حركت بازگشت به حالت ملايم است و وقتى كه شىء به مقصد خود رسيد حركت متوقف مىشود . فخر رازى مىگويد همانطور كه شما دربارهء حركت اگر منشأش طبيعت باشد مىگوييد كه طبيعت با شرط وجود يك حالت منافر يا با شرط خروج از يك حالت ملايم عمل مىكند ، ما هم مىگوييم ذات شىء ، به شرط وجود يك حالت منافر و يا به شرط نبود يك حالت ملايم محرك است . شما در باب اجتماع اجزاء حركت - كه بعد به تفصيل خواهيم گفت - مىگوييد هر مرتبهاى از حركت شرط مرتبهء ديگر است . سنگ كه از بالا حركت مىكند چرا اول جزء اولِ حركت را انجام مىدهد و بعد جزء دوم را و .
--> ( 1 ) . هميشه گفتهايم كه اگرچه فخر رازى يك شخص سازندهاى نيست و معمولًا حقيقتى را اثبات نكرده و نقشش نقش تخريب و تشكيك بوده است ، ولى همين تخريبها و تشكيكهاى او براى كسانى كه بعد سازنده شدهاند خيلى مفيد و مؤثر بوده است . فخر رازى فردى است كه در اين جهت شجاع هم هست و هيچ وقت اهميت نمىدهد [ كه شخصى كه از او انتقاد مىكند از ] عقلاى عالم باشد . اگر ايرادى به نظرش برسد بىپروا آن را ذكر مىكند .