مرتضى مطهرى
601
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اين ، مسألهء قدرت تجريدى ذهن است كه در عين تخليط ، تجريد است و مسألهء خيلى مهمى هم هست كه شبههء معدوم مطلق و مجهول مطلق كه قبلًا بيان كرديم [ از همين راه قابل دفع است ] . مىگفتيم آيا « المجهول المطلق لايخبر عنه » قضيهء درستى است ؟ از مجهول مطلق كه نمىشود خبر داد ؛ مىشود خبر داد « 1 » ؟ از چيزى مىشود خبر داد كه انسان آن را موضوع قرار مىدهد . وقتى موضوع قرار گرفت پس به آن علم داريد ، پس مجهول مطلق نيست ، لااقل معلومِ من وجه است . پس اگر چيزى مجهول مطلق باشد محال است كه بشود از آن خبر داد . درست هم هست . اما وقتى كه مىگوييد « از مجهول مطلق نمىشود خبر داد » الآن داريد از آن خبر مىدهيد . جواب اين است كه اين مجهول مطلقى كه من از آن خبر مىدهم به اعتبار وجودش در ذهن معلوم است و به آن اعتبار كه من وجود را از آن تجريد مىكنم مجهول مطلق است ، و به تعبير ديگر ، به بيان ملاصدرا : مجهول مطلق است به حمل اولى و معلوم است به حمل شايع . خيلى از اين مشكلات و آن تعارضات منطقى كه امثال راسل طرح كردهاند ريشهء حلش اينجاست . از نظر فلسفى مسألهء تجريد و تخليط به يك بيان ، و به بيان ديگر مسألهء حمل اولى و شايع است كه اينها را كه آدم خيال مىكند تناقض و تعارض منطقى است حل مىكند . اينجا هم همينطور است . ماهيت تقسيم مىشود به ماهيتى كه هيچ قيدى در آن اعتبار نشده است حتى قيد لابشرطيت ، و ماهيتى كه در آن قيد لابشرطيت اعتبار شده است ، و ماهيتى كه در آن قيد به شرط لائيت اعتبار شده ، و ماهيتى كه در آن قيد به شرط شيئيّت اعتبار شده است ، و همهء اينها اقسام ماهيت هستند در ذهن ، و آن ماهيتى كه هيچ چيز با آن اعتبار نشده باشد ، به اعتبارى قسم اول است و به .
--> ( 1 ) . - در آخر وجود ذهنى بحث كرديم ؟ . استاد : بعد از وجود ذهنى بحث كرديم .