مرتضى مطهرى

599

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هم به آن توجه دارند و حاجى هم در اينجا توجه كرده است و آن مسألهء دقيق تجريد و تخليط است « 1 » . در اينجا بايد ابتدا اين مطلب را به صورت مسألهء ديگرى طرح كنيم تا ببينيم چطور جواب مىدهند . اگر كسى گفت كه ماهيت يا موجود است در خارج يا موجود است در ذهن يا نه موجود است در خارج و نه موجود است در ذهن ، اين تقسيم درست است يا غلط ؟ غلط نيست . اينكه مىگوييم ماهيت يا موجود است در ذهن و يا موجود است در خارج ، در اينجا مقسم چيست ( در حالى كه تقسيم درست است ) ؟ اگر مىگوييد خود ماهيت ، خود همين ماهيت كه مقسم است موجود در ذهن است . آيا اين مقسم يك كينونتى دارد در وراى ذهن و ماوراى خارج ؟ يك چيزى كه نه در خارج است و نه در ذهن منقسم شده به امر ذهنى يا خارجى ؟ چنين چيزى هست ؟ خيلى سؤال ساده‌اى است « 2 » . مقسم شما ماهيت موجود در ذهن است ولى وجودش را شما در نظر نمىگيريد . اين را مىگويند « تجريد » ؛ يك نوع تجريدى كه فقط فلاسفه به كار .

--> ( 1 ) . - استاد ! سؤال را يك بار ديگر بفرماييد كه مطلب [ روشنتر شود ] . استاد : يك اشكالى بود كه از آقا على مدرس نقل كرديم كه ماهيت چهار قسم است ؛ يك بار ذات ماهيت را اعتبار مىكنيم ، حتى قيد لابشرطيت را هم در اينجا اعتبار نمىكنيم ؛ و راست مىگويد ، اين خودش يك نوع ماهيت است . خوب ، اين را با آن لابشرط مقسمى چطور فرق مىگذاريد ؟ لابشرط قسمى را گفتيد كه مقيد به لابشرطيت است ولى اين قسم را كه حتى قيد لابشرطيت را هم ندارد چطور به عنوان قسم درست مىكنيد ؟ . اتفاقاً اين هم درست است و خيلى معناى دقيقى هم هست كه بايد خيلى توجه كرد . ( 2 ) . - هر دو وجود خارجى است . استاد : مقسم چيست ؟ مقسم خود ماهيت است . مىگوييم آن كه مقسم است با چه جدا شده از قسم خودش ؟ در حالى كه مقسم عبارت است از اينكه با اضافه به يك قيد مىشود يك قسم و با اضافه به قيد ديگر مىشود قسم ديگر . انسان منهاى خصوصيت زردى مىشود انسان . انسان با زردى مىشود قسم ، با سياهى مىشود قسم . شما آنجا كه مقسم را ماهيت قرار مىدهيد دو قسم دارد : يكى وجود ذهنى و ديگرى وجود خارجى . اصلًا مقسم مىتواند چيزى باشد غير از اين و غير از آن ؟ . - وجودى كه برايش در نظر نمىگيريم . استاد : احسنت ، در نظر نمىگيريد نه اينكه نيست و به همين شكل مشكل حل مىشود .