مرتضى مطهرى

579

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تعبير فلاسفه اعتبار مىكند ، سه جور اعتبار مىكند . پس اعتبار سه گونه است : اعتبارى كه مطلق است ؛ يعنى اعتبار كردن ماهيت به همان شكل مطلق كه يك نوع اعتبار ماهيت است . نوع ديگر اعتباركردن ماهيت به‌طور مقيد است ؛ و يك نوع اعتبار كردن ، اعتبار كردن ماهيت به‌طور مقيد به عدم است . پس اينكه در تقسيم دچار اشكال شده‌ايم و اين سؤال برايمان پيش آمده ، [ علتش اين است كه ] خيال كرده‌ايم كه ماهيت سه قسم مىشود : لابشرط ، به شرط شىء و به شرط لا ؛ داده‌ايم هم مقسم لابشرط است ، هم قسم لابشرط است ، پس فرق بين قسم و مقسم در چيست ؛ اين اشكال در صورتى است كه ماهيت تقسيم شده باشد . كلمه اسم است ، فعل است و حرف . اين تقسيم كلمه است چون كلمه در خارج يا اسم است يا فعل است يا حرف . انسان در خارج يا عالم است يا غيرعالم ؛ [ اين تقسيم انسان است . اما اينكه ] انسان يا لابشرط اعتبار مىشود يا به شرط لا اعتبار مىشود و يا به شرط شىء ؛ معنايش اين است كه اعتبار ماهيت سه گونه است نه اينكه ماهيت سه گونه باشد . ايشان به اين صورت اشكال را مرتفع كرده‌اند « 1 » .

--> ( 1 ) . - اين حرف را در مورد كلمه نمىشود زد ؟ . استاد : نه ، اعتبار كلمه كه سه تا نيست ؛ كلمه در خارج ، خودش سه حالت دارد . - در واقع ايشان مشكل را اين گونه حل كرده‌اند كه آمده‌اند فرق بين ذهن و عين را پيش كشيده‌اند ؟ . استاد : نه ، [ گفته‌اند ] كه اينجا مقسم چيست ؟ ما چه را تقسيم مىكنيم ؟ ما وقتى يك شىء را تقسيم مىكنيم مقسم را بايد به دست آوريم كه چيست . شما مىگوييد : « مسلمان يا شيعه است يا سنى » . مسلمان يك معناى اعم است يعنى كسى كه به شهادتين اعتراف دارد . وقتى مىگوييم مسلمان ، چنين مفهومى را در نظر مىگيريم . حال اگر يك سنى متعصب شيعه را مسلمان نداند يا شيعه سنى را مسلمان نداند اينها ديگر از بحث اساساً خارج است . مسلمان كه بنا به تعريف قائل به شهادتين است يا شيعه است و يا سنى ؛ يعنى مسلمان يك معناى عام است و در خارج دوگونه مصداق دارد : مصداق سنى و مصداق شيعه . « كلمه » يك مفهوم عام است كه در خارج سه گونه مصداق دارد : اسم ( زيد و عمرو و بكر ) فعل ( ضَرَبَ و اكْرَمَ ) حرف ( مِن و الى ) . اما وقتى كه مىگوييد ماهيت سه گونه است : لابشرط ، به شرط لا و به شرط شىء ، اين لابشرط و به شرط لا و به شرط شىء كجايند ؟ اين اعتبارات ذهن است . پس ، از همان اول بگو كه « اعتبار » سه گونه است . - چه فرقى مىكند ، بحث مىرود روى خود اعتبار . استاد : نه ، نمىگوييم كه اعتبار ، لابشرط است و . . . ؛ لابشرطيت صفت ماهيت است . اگر مىگفتيم خود اعتبار لابشرط است ، خود اعتبار بشرطلا است و خود اعتبار به شرط شىء است ، بله اشكال وارد بود ؛ ولى اين‌طور مىگوييم : اعتبارِ ماهيت سه گونه است : اعتبار ماهيت به شرط شىء ، اعتبار ماهيت به شرط لا ، اعتبار ماهيت لابشرط ؛ يعنى خود اعتبار بر سه گونه است . - ما ماهيت را مىفهميم كه مىگوييم ماهيت يا اين است يا آن . استاد : نه ، حرف ايشان اين است كه اشتباه از اينجا ناشى مىشود كه شما تقسيم را كه در واقع روى اعتبار صورت مىگيرد مىبريد روى معتبَر ؛ در حالى كه فرق است ميان اين كه معتبر سه قسم باشد يا اعتبار سه قسم باشد .