مرتضى مطهرى
621
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وجود مستقلى داشته باشند . پس يك انسان كه ممكن الوجود است بايد هزارها امكان يا هزارها ضرورت داشته باشد و اين امرى است واضح البطلان . مسلّما اينها يك سلسله مفاهيم انتزاعى است . در اين گونه قضاياست كه اشكال پيش مىآيد كه اگر معناى صادق بودن قضيه انطباق قضيه با عين است اصلا محمول وجود مستقلى ندارد كه مطابق واقع شود ، چون انطباق قضيه با عين موقوف به اين است كه موضوع ، مطابقى در عين داشته باشد ، محمول هم مطابقى در عين داشته باشد ، رابطه هم مطابقى در عين داشته باشد و چون در اينجا محمول وجودى مستقل از موضوع ندارد پس انطباقى نيست . پس در اين گونه قضاياست كه اشكال پيش مىآيد نه در قضيهء ذهنيه . در قضاياى حقيقيه از يك نظر ديگر باز اشكال وارد مىآيد - و از حاجى عجيب است كه چرا حتى در قضيهء حقيقيه اين حرف را زده و گفته است ملاك صدقش مطابقت با عالم عين است - و آن اشكال اين است كه شما مىگوييد در قضاياى حقيقيه حكم اوسع از قضاياى خارجيه است ؛ مىگوييد حكم شامل افراد مقدّرة الوجود هم مىشود . ولى افراد مقدرة الوجود كه در خارج وجود ندارد ، در عالم فرض وجود دارند . پس در اينجا قضيه صادق است بدون آنكه در بسيارى از افراد خودش مصداقى داشته باشد ، مانند آنجا كه مىگوييد : « كل نار حارّة » . در اينجا مىخواهيد بگوييد نار از آن جهت كه نار است سوزنده است . حتى اگر فرض كنيم اين شىء نار است ، به فرض نار بودن حرارت هم دارد ، همانطور كه اگر مثلثى در عالم باشد ، به فرض مثلث بودن احكام مثلث را هم دارد . در اينجا چه بگوييم ؟ در اينجا هم باز اشكال هست و وسيعتر هم هست « 1 » . اينجاست كه ما بايد كلمهء « نفس الامر » را بياوريم . البته نفس الامر چيزى در مقابل « واقع » نيست ، زيرا « واقع » يعنى وجود ، « واقعيت » يعنى وجود ؛ ما چيزى نداريم كه از عدم جدا باشد و در عين حال به وجود هم برنگردد و يك چيزى باشد
--> ( 1 ) . - آيا عين همين اشكال در قضيهء شرطيه وارد نيست ؟ استاد : اينكه گفتهاند صدق قضيه به اين است كه با خارج مطابق باشد بيشتر در قضيهء حمليه گفتهاند ولى در مورد قضيهء شرطيه هم ما بحثش را مىكنيم . جوابى كه در اينجا مىدهيم در قضيهء شرطيه هم هست .