مرتضى مطهرى
62
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عينيتى زائد بر عينيت ماهيت قائل نيست . او ديگر فكر نكرده است كه در اينجا به يك شكل ديگر مىشود مسأله را طرح كرد ؛ يعنى اين مسأله برايش مطرح نبوده است كه ما از وجود و ماهيت براى يكى عينيت قائل شويم و براى ديگرى ذهنيت و اعتباريت . گوئى عينيت ماهيت برايش امر مسلّمى بوده است و حالا كه عينيت ماهيت برايش مسلّم است ديگر وجود نمىتواند عينيتى داشته باشد . شك ندارد كه اگر عينيت ماهيت را مسلّم بگيريم ديگر براى وجود عينيت زائد بر عينيت ماهيت نمىتوانيم فرض كنيم « 1 » . اين است كه شيخ اشراق در حكمة الاشراق كه اين مسأله را طرح كرده است ، تحت عنوان « حكومة فى عدم زيادة الوجود على الماهية فى الخارج » طرح كرده است نه تحت عنوان اصالت ماهيت . اين بود سير تاريخى اين مسأله . اما حاجى به سير تاريخى مسائل وارد نبوده و توجهى نداشته است . علتش هم اين بوده كه كتاب زياد نداشته است و مىگويند همهء كتابهايش از همين چند تا كتاب معمولى تجاوز نمىكرده است و لذا هر جا كه بخواهد مسائل را از جنبهء تاريخى بيان كند حرفهايش چندان ارزشى ندارد « 2 » . مثلا در اينجا اگر كسى به ظاهر عبارت شرح منظومه نگاه كند خيال مىكند كه از قديم ميان مشّائين و اشراقيّين نزاعى بوده به نام « اصالت ماهيت و اصالت وجود » و مشائين كه مثلا در رأس آنها ارسطوست و بعد فارابى و بعد بو على ، اينها طرفدار اصالت وجود بودهاند و اشراقيّين كه مثلا در رأس آنها افلاطون است طرفدار اصالت ماهيت بودهاند « 3 » ، در صورتى كه اصلا چنين مسألهاى در تاريخ فلسفه مطرح نبوده است كه
--> ( 1 ) . - آنها ماهيت را به همين معنا مىگرفتهاند ؟ استاد : بله ، به همين معنا مىگرفتهاند ، شك ندارد . از فارابى بگيريم تا بو على و شيخ اشراق ، همهء اينها در ماهيت يك جور فكر مىكردهاند . ( 2 ) . قدما به طور كلى به سير تاريخى مسائل توجه نمىكردهاند ، ولى حاجى بيش از همه در اين جهت توجه كرده است . ملاصدرا باز چون بر همهء كتابهاى ديگران احاطه داشته است گاهى كه وارد سير تاريخى مسائل مىشود خيلى عميقتر از حاجى وارد مىشود . ما كه بعضى مسائل را مقايسه كردهايم ديدهايم كه ملا صدرا از لحاظ سير تاريخى ، مسائل را خيلى دقيقتر بيان كرده است . ( 3 ) . - عموما در اين تاريخ فلسفههايى كه مىنويسند - مثل همين كتاب تاريخ فلسفهء اسلامى - مسأله را به همين شكل بيان مىكنند . استاد : اشتباه است . اگر راست مىگويند مدرك بياورند . اگر مدركشان مثل حاجى سبزوارى است هيچ اعتبار ندارد . - يعنى اينها در واقع تفسير و تحليلى است كه ما از حرفهاى آنها مىكنيم ؛ نه ممكن است افلاطون و ارسطو را