مرتضى مطهرى
619
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اين مفهوم انتزاعى از حاقّ ماهيت اين شىء ، مقدم بر وجودش انتزاع مىشود ، و محمول ما وجود جدا از وجود موضوع ندارد ؛ يعنى در خارج فقط موضوع است كه وجود دارد ولى عقل از همين يك وجود معانى بسيارى را تحليل و تكثير مىكند . در خارج ، ما فقط وجود موضوع داريم ، ديگر وجود محمول نداريم ؛ يعنى محمول وجودى مستقل از موضوع ندارد . اگر وجود محمول هم اعتبار بكنيم همان وجود موضوع ، وجود محمول است نه اينكه علاوه بر وجود موضوع چيزى به [ موضوع ] ضميمه شده باشد . در اينجا چه بگوييم ؟ آيا در اينجا مىتوانيم بگوييم اين قضيه كه در ذهن ميان دو چيز به نام موضوع و محمول رابطه برقرار كردهايم در خارج دو چيز نيست كه ميانشان رابطه وجود داشته باشد ؟ در خارج يك چيز است ؛ اين كثرت را فقط و فقط ذهن ما به وجود آورده است « 1 » . اگر در خارج فقط يك چيز است نه دو چيز و اين كثرت را ذهن ما به وجود آورده است پس ما نمىتوانيم بگوييم ملاك صدق اين قضيه مطابقت با عين است . گاهى نه تنها محمول ما وجودى ندارد ، بلكه نشانه يك كمبود و كسرى در موضوع است و از يك نوع نقص و عدم در موضوع انتزاع مىشود . حال [ مثالهايى ] ذكر مىكنيم . مثال اول اگر ما گفتيم : « زيد اعمى است » يا « زيد كور است » آيا در عالم عين زيدى وجود دارد و يك امرى به نام كورى وجود دارد كه اين امرى كه وجود دارد آمده و به زيد منضم شده است و بعد ميان اين دو امر وجودى رابطه برقرار شده است كه وقتى من مىگويم : « زيد كور است » لفظ « زيد » از زيد خارجى حكايت كند و لفظ « كورى » از كورىاى كه در خارج وجود دارد حكايت كند و نسبت هم از رابطهء ميان اين دو
--> ( 1 ) . - خود رابطه را چه چيز به وجود آورده است ؟ استاد : به طريق اولى رابطه را هم ذهن به وجود آورده است . - در آن قضاياى فرم اول هم باز مىتوانيم اين حرف را بزنيم ؟ استاد : در قضاياى قسم اول ، بله . اتفاقا مسألهء اينكه نحوهء وجود رابطه چه نحوه وجودى است در فصل بعد كه فصل « جعل » است مورد بحث واقع مىشود .