مرتضى مطهرى
615
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خارجيه و حقيقيه و ذهنيه تقسيم نموده گفته است كه در قضاياى خارجيه و قضاياى حقيقيه ( كه مثالهايش هم در درس پيش گفته شد ) ملاك صدق مطابقت با واقع يعنى با وجود عينى است ولى در قضاياى ذهنيه ملاك صدق مطابقت با نفس الامر است . و نيز گفتيم كه بيان حاجى به اين شكل تمام نيست ؛ نه در قضيهء ذهنيه بايد اينچنين بگوييم و نه در قضيهء حقيقيه آنچنان . ملاك صدق در قضيهء ذهنيه اما در قضيهء ذهنيه اشكال چندانى نيست . قضيهء ذهنيه قضيهاى است كه محمول فقط در ظرف ذهن عارض موضوع مىشود و موضوع هم در ظرف ذهن متصف به محمول است . اصولا اشياء در ظرف خارج به اعتبار وجود خارجى يك سلسله احكام و عوارض دارند و اشياء احيانا در ظرف ذهن يك سلسله احكام و عوارض ديگرى دارند كه مخصوص ذهن است ، يعنى اين احكام را در بيرون از ذهن و در خارج ندارند . احكامى كه در منطق محل بحث است كه آنها را « معقولات ثانيه » مىگويند همه عوارض ذهنى ماهياتند ؛ يعنى ماهيات در ظرف ذهن از آن جهت كه وجودشان وجود ذهنى است داراى اين احكامند ؛ در خارج چون نحوهء وجودشان خارجى است داراى اين احكام نيستند . پس وجود ذهنى يك سلسله احكام مخصوص به خود دارد و وجود عينى هم يك سلسله احكام ديگر مخصوص به خود . حال كه چنين است يعنى ماهيات به اعتبار آنكه در ذهن هستند و به اعتبار وجود ذهنىشان يك سلسله احكام مخصوص به خود دارند ما قضيهاى تشكيل مىدهيم كه مصداق اين قضيه همين ماهيات در ذهن است ، يعنى اين قضيه بيانكنندهء حالت ماهيت است در ذهن ، مانند اينكه مىگوييم : « انسان در ذهن كلى است » . كليت يعنى عموميت ، يعنى قابليت انطباق بر كثير . اين خصلت متعلق به وجود ذهنى ماهيت است ؛ يعنى ماهيت در ذهن چنين وضعى پيدا مىكند كه قابليت انطباق بر كثير دارد . اين قابليت انطباق بر كثير را ما « كليت » مىناميم . ماهيت در خارج كليت ندارد ، يعنى قابليت انطباق بر كثير ندارد . ماهيت در خارج يعنى وجود همين فرد ؛ فرد خارجى هيچ وقت قابليت انطباق بر كثير ندارد .