مرتضى مطهرى

595

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اگر شما گفتيد آهن در اين درجه حرارت چنين است و در آن درجه حرارت چنان است ، حتى با اينكه يك قاعدهء طبيعى است ولى قضيهء حقيقيه است . اينجا حكم شما روى طبيعت آهن رفته است و معنايش اين است كه طبيعت آهن اين خصلت را دارد . اگر طبيعت آهن اين خصلت را داشته باشد ، ديگر فرقى نمىكند ، هر جا اين طبيعت محقق شد اين خصلت هم براى او هست . اگر ثابت شد كه اين خصلت مربوط به طبيعت آهن است پس همهء آهنهاى دنيا در زمان حاضر و آهنهاى دنيا در زمان گذشته و آهنهاى دنيا در زمان آينده چنين‌اند ، و حتى اگر فرض هم بكنيد كه اين شىء آهن باشد باز بايد اين خصلت را داشته باشد . اگر ما فرض بكنيم در اينجا آهنى وجود داشته باشد كه الآن وجود ندارد باز بايد چنين باشد . اگر گفتيم آهن خصلتش اين است كه به سوى آهنربا كشيده مىشود ، معنايش اين است كه اگر فرض كنيم الآن اينجا [ آهنى ] باشد آهنربا آن را به سوى خود مىكشد ، كما اينكه شما اين حرف را مىزنيد : اگر كسى گفت آهن خصلتش اين است كه به سوى آهنربا كشيده مىشود ، شما مىگوييد واقعا اين خصلت آهن و آهنرباست ؛ اگر ما در اينجا آهنى بياوريم و آهنربايى ، حتما اين آهنربا آهن را به سوى خود مىكشد . شما اين حرف را مىگوييد يا نمىگوييد ؟ مسلّما مىگوييد . پس حكم را تعميم مىدهيد حتى روى افرادى كه موجود نيستند و مفروض الوجود هستند ؛ يعنى حكم را محدود نمىكنيد به آنچه وجود دارد ؛ نمىگوييد كه فقط آهنرباهاى موجود آهنهاى موجود عالم را كه در گذشته و امروز و آينده وجود داشته‌اند و وجود دارندو وجود خواهند داشت به سوى خود مىكشند . اگر كسى بگويد چنانچه ما فرض كنيم كه غير از [ آهنربا و ] آهنهايى كه تاكنون در عالم وجود داشته و دارد به طور خلق الساعه يك آهنربا در اينجا خلق شود و يك آهن هم خلق شود آيا باز اين آهنربا آن آهن را به سوى خود مىكشد ؟ شما چه مىگوييد ؟ مسلّما مىگوييد به سوى خود مىكشد ؛ چرا ؟ مىگوييد : چون آهنربا و مغناطيس از آن جهت كه آهنربا و مغناطيس است جذاب است و آهن هم از آن جهت كه آهن است تحت تأثير آهنرباست ، پس اگر فرض هم بكنيم كه الآن يك آهنربا و يك آهن موجود شوند باز هم اين آهنربا آن آهن را به سوى خود مىكشد از اين جهت است كه اين قضيه يك قضيهء حقيقيه است . در مسائل رياضى كه ديگر مسأله خيلى واضح است . اگر شما گفتيد دايره