مرتضى مطهرى
570
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يا موجود در خارج نباشد « 1 » . المعدوم فى الذهن يعنى المجهول المطلق ؛ چرا ؟ چون اينجا بحث سر خبر است ؛ بحث بر سر اين است كه از معدوم مطلق نمىشود خبر داد . موضوع ، خبر دادن از امرى است كه در ذهن وجود داشته باشد ، يعنى آنچه در خبر دادن به او نياز هست وجود در ذهن است نه وجود در خارج ؛ يعنى اگر شىء در خارج وجود نداشته باشد ولى در ذهن وجود داشته باشد مىشود از او خبر داد « 2 » ولى اگر چيزى در خارج وجود داشته باشد اما در ذهن وجود نداشته باشد امكان ندارد بشود از او خبر داد . پس ملاك ، لا موجوديت در ذهن است و لا موجوديت در ذهن مساوى مىشود با مجهول بودن . پس ريشهء اشكال معدوم مطلق « مجهول مطلق » است . شبههء مجهول مطلق شبهه اين است كه از يك طرف ما مواجه مىشويم با يك قضيه غير قابل ترديد و غير قابل اشكال و آن اينكه « مجهول مطلق قابل خبر دادن نيست » . اين يك اصلى است كه در خود اين اصل نمىشود خدشه كرد ، زيرا يك چيز آنگاه مخبر عنه واقع مىشود كه به نحوى براى ذهن معلوم باشد ، يعنى تصويرى از او در ذهن وجود داشته باشد و به تعبير ديگر وجودى در ذهن داشته باشد . پس اگر چيزى هيچ وجودى در ذهن نداشته باشد قابل خبر دادن نيست . اين مطلبى است كه قابل خدشه نيست ، ولى از طرف ديگر مىبينيم همين كه مىگوييم از مجهول مطلق خبر داده نمىشود ، خود همين خبرى است از مجهول مطلق « 3 » .
--> ( 1 ) . - و لو اينكه وجود خارجى هم داشته باشد ؟ استاد : بله ، آن تأثيرى ندارد . ( 2 ) . - يعنى ممكن است چيزى مجهول مطلق باشد ، اما معدوم مطلق نباشد . استاد : بله ، همين جور است . ( 3 ) . - ولى خبرش اين است كه غير مخبر عنه است . استاد : بالاخره خود همين يك خبرى است . شما الآن خبر مىدهيد به اينكه از او خبر داده نمىشود . به قول امروزيها اينها خبر درجه دوم و خبر مرحلهء دوم است . خبر مىدهيد از