مرتضى مطهرى

530

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دوم هم وجود پيدا كردنش بايد ممكن باشد ؛ چرا ؟ زيرا آن شىء كه مىخواهد اعاده بشود اگر اعاده‌اش محال است ما سؤال مىكنيم كه اين محال بودن ريشه‌اش چيست ؟ اگر محال بودن اعاده از آن جهت است كه ذات و ماهيتش محال است موجود شود ؛ چنانچه ذات و ماهيتش ممتنع الوجود مىبود كه از اول به وجود نمىآمد « 1 » . اگر ممتنع الاعاده بودنش به واسطهء ذاتش نبود ، بلكه به واسطهء يك امرى بود كه لازم ذاتش بود باز هم از اول وجود پيدا نمىكرد . اما اگر اعاده‌اش محال باشد به واسطهء يك امرى كه آن امر نه عين ماهيت است نه لازم ماهيت ، بلكه يك امر عارض ماهيت يعنى يك امر خارجى است ؛ امر خارجى قابل زوال است و نتيجتا امتناع هم كه مستند به اين امر خارجى است قابل زوال است . پس « الف » اگر اصل وجود ابتدائىاش ممكن باشد اعاده‌اش هم بايد ممكن باشد ، زيرا اگر شما بگوييد اعاده‌اش محال است اين محال بودن نه از اين جهت است كه خودش محال است و نه از اين جهت است كه به واسطه يك امر لازم ذاتش محال است ، بلكه به واسطهء يك امر خارجى و امر عارضى محال است . امر خارجى و امر عارضى هم كه قابل زوال است و لهذا امتناع اعاده هم بالتبع زايل مىشود . فلاسفه به اين استدلال جواب مىدهند كه : نه ، اين لازمهء ذاتش است كه اعاده محال است ولى لازمهء هويت اوست نه لازمهء ماهيت به آن معنا كه شما مىگوييد ؛ يعنى هويت - كه همان وجود باشد - غير قابل تكرار است . معناى اينكه هويت غير قابل تكرار است اين است كه شىء بعد از آنكه معدوم شد ديگر محال است وجود پيدا كند « 2 » . 2 . مطلب دوم دربارهء استدلال ديگرى است كه قائلين به جواز اعادهء معدوم در اينجا ذكر كرده‌اند كه در واقع استدلال هم نيست بلكه يك بيان خطابى است ( و همين است كه شنيده‌ام بعضى از اساتيد اينجا هم عين همين را گفته‌اند ) .

--> ( 1 ) . - ماهيت كه اعاده مىشود به هر صورت . استاد : نه ، اين مىخواهد بگويد پس اعاده ممكن است ؛ مىخواهد استدلال بياورد بر امكان اعادهء معدوم . ( 2 ) . - پس ابتدايش ممكن است ، اعاده‌اش محال . استاد : بله ، ابتدايش ممكن است ، اعاده‌اش محال .