مرتضى مطهرى

508

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نفس اعطاء است . همان عمل ايجاد به صورت يك فعل از آن جهت كه به علت نسبت داده مىشود اسمش مىشود « ايجاد » ، از آن جهت كه به معلول يعنى به آن ماهيتى كه از او انتزاع مىشود نسبت داده مىشود اسمش مىشود « وجود » ؛ يعنى اعطاء عين معطى است همچنانكه معطى عين معطى اليه است . پس در هر عمل اعطاى وجود ، اعطاى وجود عين معطى است ، يعنى هميشه ايجاد عين وجود است نه اينكه علت وجود را اعطاء مىكند كه وجود چيزى است كه اعطاء به عنوان يك عمل جداگانه به او تعلق مىگيرد ؛ گويى وجودها را علت قبلا ذخيره كرده و در انبار خودش گذاشته است و بعد از انبار خودش برمىدارد و به اينها مىدهد . اگر وجود را در انبار خودش گذاشته است و بعد آن را برمىدارد و به معلول مىدهد پس معلول قهرا وجود دارد . بازگشت به اصل بحث حال همين قدر كه ما دانستيم كه ايجاد عين وجود است از اينجا مىفهميم كه « اعاده » يعنى ايجاد ثانوى نمىتواند ايجاد وجود اول باشد ؛ يعنى نمىشود وجود ، وجود اول باشد ولى ايجاد ثانويت داشته باشد . ايجاد ثانوى وجود ثانوى مىخواهد ، وجود كه ثانوى شد پس در اينجا دو وجود است . پس در اينكه دو وجود است بحثى نيست « 1 » ، چون اعادهء معدوم يعنى اينكه معاد عين مبتدأ باشد و با او يكى باشد . پس دو وجود است . حالا كه از نظر وجود دوتا شد ملاك اينكه اينها دو تا هستند نه يكى ، چيست ؟ اگر كسى اصالت ماهيتى فكر بكند شايد براى او اين مقدار توهم پيش بيايد كه باشد ، چه اشكالى دارد ؟ دو وجود باشد دو ايجاد هم باشد ؛ دو وجود باشد ولى يك شخص است ، چون هر دو وجود به يك ذات يعنى به يك

--> ( 1 ) . - يعنى اگر دو ايجاد بود حتما دو وجود هم هست . استاد : حتما دو وجود هم هست . اگر دو ايجاد نباشد و يك ايجاد باشد پس اعاده نيست . كسى هم كه قائل به اعادهء معدوم نيست مىگويد يك ايجاد در عالم وجود دارد . كسى كه قائل به اعادهء معدوم است مسلّما به دو ايجاد قائل است . وقتى به دو ايجاد قائل است يا مىگويد هر دو ايجاد به يك وجود تعلق مىگيرد ، كه محال است چون ايجاد عين وجود است ، و يا ناچار بايد بگويد آن يك ايجاد است به وجود اوّلى ، اين ايجاد ديگرى است به وجود ثانوى .