مرتضى مطهرى
475
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تجزيه و تحليل مفهوم « مشتق » ريشهء تاريخى مسألهء مشتق را در درس پيش بيان كرديم و گفتيم كه اين مسأله از ميرسيد شريف شروع شده است و بعد در كلمات دوانى مقدارى پرورش داده شده است و پس از آن در فلسفه زياد مورد بحث قرار گرفته است و بيشتر از فلسفه در علم اصول و در بين اصوليّين مورد بحث و بررسى واقع شده است . حكما و اصوليون آمدهاند در فرق ميان « مشتق » و « مبدأ اشتقاق » تحقيقى كردهاند و يك حرفى گفتهاند كه در ابتدا خيلى نامأنوس مىنمايد و با ذهن ابتدائى قابل پذيرش نيست و آن تحقيق اين است كه گفتهاند مشتق و مبدأ اشتقاق دو مفهوم متباين نيستند ، بلكه يك مفهومند با دو اعتبار ؛ يعنى يك حقيقت است با دو نحوه لحاظ و دو نحوه اعتبار ؛ با يك نحوه اعتبار مبدأ اشتقاق است و با اعتبار ديگر مشتق است . نه اينكه مىخواهند بگويند يك فيلسوف اينطور اعتبار مىكند ، بلكه مىخواهند بگويند اصلا ذهن بشر اينطور اعتبار مىكند . بشر كه مشتق را وضع كرده است و مبدأ اشتقاق را وضع كرده است اينطور وضع كرده است كه يك شىء را دو گونه لحاظ كرده است : با يك لحاظ لفظ مبدأ اشتقاق را - كه مصدر يا اسم مصدر باشد - از او ساخته است و با لحاظ ديگر و اعتبار ديگر مشتق را از او ساخته است . اين دو نحوه لحاظ و دو نحوه اعتبار را اعتبار به شرط لايى و اعتبار لابشرطى ناميدهاند . بعد چون در اينجا دو اصطلاح متباين وجود دارد كه نبايد با يكديگر اشتباه بشود ( كه هر دوى اينها در آينده در همين كتاب « 1 » گفته خواهد شد ) گفتهاند اين به شرط لايى و لا به شرطى را با آن به شرط لايى و لا به شرطى كه در باب « اعتبارات ماهيت » گفته مىشود اشتباه نكنيد . در اينجا منظور آن نوع به شرط لايى و لا به شرطى است كه در باب ماده و صورت گفته مىشود . حال مىخواهيم اجمالا ببينيم كه مقصود از اين نوع لا به شرطى و به شرط لايى كه در باب مشتق و مبدأ اشتقاق گفته شده است و گفتهاند اين از همان نوع لا به شرطى و به شرط لايى است كه در باب ماده و صورت گفته مىشود چيست ؟
--> ( 1 ) . [ منظور كتاب شرح منظومه حكيم سبزوارى است . ]