مرتضى مطهرى
450
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
در آنجا « قابل » قطع نظر از « مقبول » وجودى و واقعيتى دارد ولى در اينجا اگر ما مىگوييم « قابل » ، قابليت و معتبريت در ظرف ذهن است يعنى ذهن وقتى كه كثرت ايجاد مىكند و ماهيت را موضوع و وجود را محمول قرار مىدهد ، در اينجا - يعنى در اعتبار ذهن - است كه گويى وجود را در قالب ماهيت ريختهاند و مثلا مىگوييم « وجود را به انسان [ دادند ] » . گويى انسان قطع نظر از وجود يك طبيعتى دارد كه وجود را به اين طبيعت مىدهند ؛ مثل اصالت وجود سارتر - البته در غير انسان - كه مىگويد غير انسان طبيعتش بر وجودش تقدم دارد ؛ انسان تنها موجودى است كه وجودش بر ماهيتش تقدم دارد « 1 » . پاسخ در اينجا اگر نخواهيم به حاجى ايراد بگيريم ، و بگوييم حاجى أجلّ شأنا است از اينكه چنين مطلبى بر او مخفى مانده باشد ( كه اتفاقا محشّين هم اين مسأله را در اينجا طرح نمىكنند ) خصوصا با توجه به اينكه در كلمات مرحوم آخوند اين مطلب - و لو به طور اشاره - آمده است ، بايد بگوييم كه نه ، در همه جا منشأ كثرت خود وجود است ، يعنى همانطور كه در كثرت طولى ما به الاشتراك عين ما به الامتياز است ، در كثرت عرضى هم كه شما آن را كثرت به تبع ماهيت مىناميد باز ما به الاشتراك عين ما به الامتياز است ، تنها در آنجا مطلب به شكل ديگر و به نحو ديگر است ، يعنى وجود در ذات خودش عرض عريض پيدا مىكند . به تعبير ديگر : همانطور كه در مراتب طولى ، هر مرتبه از مراتب وجود مقوم ذاتش است ، در مراتب عرضى هم هر مرتبهاى از مراتب وجود مقوم ذات خود است ؛ يعنى چه ؟ يعنى بنابر اصالت وجود اگر وجود من وجود انسان است ( اگر به [ انسان ] تهمت نزده باشم ! ) و وجود اين شىء وجود كتاب است ، نه اين است كه اين وجود انسان در ذات خودش مىتوانست وجود كتاب باشد و وجود كتاب مىتوانست وجود انسان باشد ولى چون اين وجود حالا به انسان خورده است ( مثل
--> ( 1 ) سارتر خيال كرده است كه در غير انسان امكان دارد كه ماهيت بر وجود تقدم داشته باشد ؛ يعنى هر چيزى غير از انسان قبل از وجود سرشتى دارد ، ماهيتى دارد و به حكم آن ماهيت آثارى دارد ، آنوقت آن ماهيت ظرف وجود مىشود ، و حال آنكه هيچ شيئى قطع نظر از وجود ، ماهيتى و هويتى و واقعيتى ندارد .