مرتضى مطهرى
438
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى بعضى ديگر كه به وحدت در حقيقت وجود قائل هستند نوعى كثرت در حقيقت وجود را نيز مىپذيرند و به اصطلاح به وحدت تشكيكى وجود معتقدند كه وحدت در عين كثرت است و كثرت در عين وحدت . حاجى و امثال حاجى كه قائل به وحدت وجود به آن شكل عرفانى نيستند طرفدار آن نوع از وحدت وجود هستند كه با نوعى كثرت مباينت ندارد ، وحدت در كثرت است و كثرت در وحدت . از اين جهت است كه اين دو فصل ، يعنى فصلى كه در آنجا داشتيم راجع به وحدت وجود و فصلى كه در اينجا داريم راجع به تكثر وجود ، با يكديگر مغايرت ندارد . مقصود از اين تكثر وجود همان تكثر حقيقت واحد است كه در عين وحدت تكثر دارد ، كه وقتى مىخواهند اين مطلب را به كمك مثال به يك نفر مبتدى تفهيم كنند مثال مىزنند به نور خورشيد . نور خورشيد در ذات خود يك امر واحدى است ولى وقتى كه در شيشههاى مختلف مىتابد به تبع اين شيشهها كثرت پيدا مىكند ؛ يعنى اين كثرت از ذات خودش نيست ، از قابليات پيدا شده است كه ما راجع به اين جهت هم بحث خواهيم كرد . كثرت طولى و كثرت عرضى حاجى مىفرمايد وجود دو نوع كثرت دارد ( البته تعبير به دو نوع كثرت نمىكند ، ولى مقصودش همين است ، منتها يكى از اين دو نوع كثرت را به نحو ديگر تعبير كرده است ) : 1 . يك كثرت ، كثرت به تبع موضوع يعنى به تبع ماهيات است « 1 » ؛ كثرتى است كه وجود به تبع ماهيات پيدا مىكند . مثلا وجود انسان غير از وجود فرس است به اعتبار اينكه اين وجود انسان و آن وجود فرس است ؛ يعنى اگر اينطور نبود كه اين وجود انسان بود و آن وجود فرس ، اگر اين دو ماهيت در كار نبود و هر دو ماهيت يك ماهيت مىبود قهرا يا انسان وجود داشت يا فرس ؛ ولى اينجا كه وجود ، دو
--> - تشكيك در وجود يعنى تشكيك در مظاهر وجود . استاد : بله ، در حقيقت تشكيك در مظاهر است . ( 1 ) . مقصود از موضوع در اينجا ماهيات است . خود حاجى مىگويد موضوع را در اينجا در مقابل محمول مىگوييم ، يعنى آنجا كه وجود محمول قرار مىگيرد موضوع ، ماهيات است .