مرتضى مطهرى

429

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مقدمهء سوم : تركيب خارجى مقدارى و تركيب خارجى غير مقدارى باز مركب خارجى هم به نظر حكما بر دو قسم است : مركب مقدارى و مركب غير مقدارى ؛ يعنى به اصطلاح يك كل مقدارى داريم و يك كل غير مقدارى . كل غير مقدارى اين است كه شىء در خارج مركب است يعنى دو مرتبهء وجودى در خارج است ولى بدون آنكه آن دو مرتبهء وجودى را بشود از نظر كميت از يكديگر جدا كرد ، مثل تركيبى كه اينها در ماده و صورت قائل هستند ، مىگويند جسم مركب است از ماده و صورت . ماده و صورت وحدتى در عين كثرت و كثرتى در عين وحدت دارند كه نمىشود اينها را به شكل مقدارى از يكديگر جدا كرد و گفت اين قسمتش ماده است و اين قسمتش صورت ، ولى در واقع در عالم خارج ماده غير از صورت است . جنس و فصل در خارج به هيچ نحو غيريت ندارند ولى اينها در خارج نوعى غيريت دارند كه ذهن نمىتواند آنها را در خارج از هم تفكيك كند . صورت به تمام وجودش در ماده حلول دارد و ماده به تمام وجودش قائم به صورت است ، ولى در عين حال رابطهء حالّيّت و محلّيّت در خارج هست . بهتر است مثالى از جوهر و عرض ذكر كنيم كه اين را امثال شيخ هم گفته‌اند : يك وقت ما مىگوييم فلان شىء در فلان شىء حلول دارد ، مانند اينكه مىگوييم آب در خاك حلول دارد . در اينجا « حلول » يعنى « نفوذ » ؛ يعنى بين ذرات اين خاك خلل و فرجى هست كه در آنها هوا بوده است و حالا آب است ؛ يعنى الآن هم در خارج يك جاهايى را آب گرفته است و يك جاهايى را خاك ؛ اينها در واقع مخلوطاند . يا به قول شيخ « 1 » اگر ما ميخى را به ديوارى فرو كنيم مىگوييم اين ميخ در ديوار حلول كرده است . در اينجا هم در واقع اين ميخ جايى را گرفته است و آن قسمت از ديوار هم جايى را گرفته است و سطح ديوار بر سطح اين ميخ احاطه دارد . ولى گاهى مىگوييم رنگ در جسم حلول دارد . بهترين مثالش اين چوبهايى است كه براى خرّاطى آماده مىكنند . چوبهاى خراطى سفيد رنگ است ولى در يك جاهايى هم يك رگه‌هاى مثلا قهوه‌اى رنگ دارد . شما هر چه كه اين چوب را

--> ( 1 ) . الهيات نجات ، مقالهء اولى ، فصل فى بيان اقسام الموجود و اقسام الواحد ( صفحهء 100 از چاپ مصر ) .