مرتضى مطهرى
404
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
معقولات ثانيهء فلسفى تشكيل مىشود و حال آنكه قضاياى حقيقيه در مورد معقولات اوليه هم تشكيل مىشود . مثلا در مورد معقولات اوليه وقتى بگوييم : « كلّ نار حارّة » اين يك قضيهء حقيقيه است . از خود حاجى هم اگر بپرسيم : « كلّ نار حارّة » چه قضيهاى است ، مىگويد قضيهء حقيقيه است و حال آنكه در اينجا ظرف عروض و اتصاف هر دو خارج است ؛ يعنى خود حاجى هم قبول دارد كه قضاياى حقيقيه منحصر به معقولات ثانيهء فلسفى نيست . البته قضايايى كه از معقولات ثانيهء فلسفى تشكيل مىشود قضاياى حقيقيه است . فلسفه چون سر و كارش با مفاهيم عامه است و مفاهيم عامه همه از قبيل آن مفاهيمى هستند كه حاجى مىگويد ظرف عروضشان ذهن است و ظرف اتصافشان خارج ، لذا قضاياى فلسفى يعنى آنچه كه در فلسفه تشكيل مىشود از اين قبيل است . قضاياى رياضى هم از همين قبيل است ، چون قضاياى رياضى نيز از مفاهيم تحليلى تشكيل مىشود ، يعنى در آنجا عارضها و معروضها در خارج وجودى جدا از يكديگر ندارند كه عارض در خارج عروض پيدا كرده باشد بر معروض . پس قضاياى رياضى نيز چون از نوع قضاياى تحليلى است باز از همين قبيل است كه ظرف عروض ذهن است و ظرف اتصاف خارج . ولى قضاياى حقيقيه نه منحصر به مسائل علم الهى است و نه منحصر به رياضيات . خود حاجى هم قبول دارد كه در علوم طبيعى هم قضيهء حقيقيه وجود دارد و بلكه مىگويد تمام قضاياى علوم طبيعى و هر قضيهاى كه قضيهء علمى است و قابل برهان است از نوع قضاياى حقيقيه است . تجربه ، قضيهاى را كه به ثبوت مىرساند به صورت يك قضيهء حقيقيه در مىآورد و اگر به صورت يك قضيهء حقيقيه در نيايد قضيهء علمى نيست . حاجى و امثال حاجى مىگويند هر قضيهاى اگر خارجيه باشد قضيهء علمى نيست ؛ چرا قضيهء علمى نيست ؟ [ زيرا ] اگر برهان به آن نائل بشود به صورت قضيهء حقيقيه در مىآيد . هر قضيهاى كه نتيجهء برهان باشد به صورت قضيهء حقيقيه است . قضاياى خارجيه فقط محصول استقراء مىتواند باشد ، يعنى حتى محصول تجربه نمىتواند باشد . مثلا اگر ما همهء مردم تهران را استقراء بكنيم كه مثلا مسلمان