مرتضى مطهرى

400

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چيزى است كه او را به موضوع نسبت مىدهيم ، يعنى قابل حمل شدن است ، مانند اينكه مىگوييم : « انسان موجود است » . اين وجود انسان وجود محمولى است يعنى وجود قابل حمل است . انسان موجود است ، درخت موجود است ، خدا موجود است ؛ در همهء اينها مفهوم وجود قابل حمل است و به اصطلاح ديگر يك معنى اسمى و يك معنى مستقل است . ولى ما يك نوع وجود ديگر داريم كه آن وجود ، محمول قرار نمىگيرد بلكه رابط ميان موضوع و محمول است ، مثل آنجا كه مىگوييم : « زيد قائم است » . در « زيد قائم است » وجود را بر زيد حمل نكرده‌ايم ، بلكه قيام را حمل كرده‌ايم بر زيد . محمول ما در اينجا قيام است . پس « است » در اينجا چه نقشى دارد ؟ « است » رابط ميان زيد و قيام است . فرقى كه مثلا در فارسى ميان « هست » و « است » مىگذاريم به همين مطلب مربوط است : « زيد هست » يك مطلب است ، « زيد قائم است » يك مطلب ديگر است ، كه « زيد قائم است » هم در اصل همان « زيد هست قائم » است كه اگر ما بجاى « زيد قائم است » بگوييم « زيد هست قائم » باز هستى را بر زيد حمل نكرده‌ايم ، قيام را بر زيد حمل كرده‌ايم و هستى در اينجا به عنوان يك رابط ميان موضوع و محمول قرار گرفته است . در بعضى موارد ، هم وجود محمولى داريم هم وجود رابط . مثلا اگر گفتيم « جسم سفيد است » در اينجا سفيدى خودش وجود محمولى دارد ، يعنى سفيدى از خودش وجودى مستقل دارد . درست است كه وجودش عارض جسم است ولى وجود عارض غير از وجود معروض است و به هر حال خودش يك ماهيت موجودى است در خارج كه به جسم نسبت داده‌ايم . پس وقتى ما مىگوييم « جسم سفيد است » سفيدى وجود محمولى دارد يعنى يك وجود قابل حمل دارد بر جسم . و در عين حال اينجا يك وجود رابط هم داريم . وقتى مىگوييم « جسم سفيد است » در اينجا اين « است » وجود رابط است ؛ يك هستىاى رابط واقع شده است ميان جسم و اين محمول ( حال اينكه آيا وجود رابط در خارج وجود دارد يا فقط در ذهن وجود دارد فعال براى ما مطرح نيست ) پس وقتى كه مىگوييم « جسم ابيض است » يك وجود جسم داريم ، يك وجود بياض داريم و يك وجود رابط ميان جسم و بياض داريم . در بعضى موارد ديگر ممكن است محمول ما وجود محمولى نداشته باشد . يعنى