مرتضى مطهرى
397
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيست . قبل از ملاصدرا هم كه راجع به معقولات ثانيه بحث چندانى نمىكردهاند . البته نمىخواهيم بگوييم از ملا صدرا شروع شده است بلكه مقصود اين است كه در زمان شيخ اصلا ما بحثى درباره معقولات ثانيه نداريم . در كلمات شيخ يكى دو سه جا كه به معقولات ثانيه اشاره شده است مقصود همان معقولات ثانيهء منطقى است ( مانند اينكه در باب موضوع منطق مىگويند موضوع منطق معقولات ثانيه است ) ، ولى در كلمات شيخ راجع به معقولات اولى و معقولات ثانوى و اينكه فرق بين ايندو چيست و اينكه ما دو نوع معقولات ثانوى داريم : معقولات ثانوى منطقى و معقولات ثانوى فلسفى ، بحثى نشده است « 1 » . ولى به هر حال آنچه كه مسلّم است اين است كه نه شيخ و نه ديگران در مقام بيان تعريف برنيامدهاند . شيخ هم كه معقولات ثانيهء منطقى را گفته است در مقام بيان تعريف برنيامده است كه مثلا فرق بين معقولات اولى و اين معقولات ثانيه چيست ، تا چه رسد به اينكه آن فرق را به اين شكل بيان كرده باشد كه ظرف عروض و ظرف اتصاف ، يا هر دو خارج است يا هر دو ذهن است و يا يكى خارج است و يكى ذهن . اينها قطعا مطرح نبوده است . احتمال قوى مىرود كه آنچه حاجى در اينجا گفته است از شوارق گرفته باشد ، يعنى اين نوع تنظيم از شوارق باشد « 2 » . به هر حال اين بيان و اين تعبير از هر كس باشد به اين شكل درست نيست .
--> ( 1 ) . - خود اصطلاح « معقول ثانى » بوده است ؟ استاد : بله ، ولى به همان معناى معقول ثانى منطقى . من قبل از شيخ اين اصطلاح را نديدهام و به طور جزم هم نمىگويم نبوده است ، شايد هم اين مطلب از خود شيخ شروع شده باشد . اصطلاح « معقول ثانى » براى معقولات ثانيهء منطقى قطعا در زمان شيخ بوده است و شيخ هم آن را فقط بر همان مفاهيم و معانى منطقى اطلاق كرده است . بعد از آن هم اينطور كه از حرفها معلوم است تا زمان خواجه هم اگر احيانا معقولات ثانيه گفته مىشده است مقصود همان معقولات ثانيهء منطقى بوده است . كم كم از زمان خواجه به اين طرف اين حرف كه ما دو نوع معقولات ثانيه داريم ( معقولات ثانيهء منطقى و معقولات ثانيهء فلسفى ) پيدا شده است . خواجه دربارهء مفاهيم فلسفى از قبيل ضرورت و امكان و امتناع در يك جا تعبير كرده است كه اينها از معقولات ثانيه است ، آن وقت مورد اعتراض بعضى قرار گرفته است كه اينها از معقولات ثانيه نيست ، معقولات ثانيه مسائلى است كه در منطق به كار برده مىشود . بعد آمدهاند گفتهاند نه ، ما دو نوع معقولات ثانيه داريم ؛ يعنى خود خواجه هم نگفته است كه ما دو نوع معقولات ثانيه داريم ، بلكه خواجه حرفى زده است كه بعد ، از آنجا اين مسأله مطرح شده است كه ما دو نوع معقولات ثانيه داريم . ( 2 ) . [ رجوع شود به شوارق الالهام ، جلد اول ، صفحهء 71 و 72 ( در ذيل مسألهء پانزدهم ) . در آنجا مىگويد : « و اقول