مرتضى مطهرى

393

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تعبير حكما در مورد معقولات اوليه و ثانويه اكنون ما مىخواهيم ببينيم تعبير خود حكما از اين دو نوع معقول ثانى چيست و چه فرقى ميان آنها قائلند . اينها در اينجا يك تعبير نسبتا نارسايى كرده‌اند كه ما بايد همين تعبير را به بيان خودشان درست توضيح بدهيم و بعد هم اگر خودمان بيان ديگرى داشته باشيم عرض مىكنيم . حالا ما فعلا تعبير آنها را بيان مىكنيم و تفصيلش را به بعد موكول مىكنيم . تعبير آنها اين است كه فرض كرده‌اند موضوعى هست و محمولى ؛ از ناحيهء محمول تعبير به « عروض » مىكنند ، مىگويند محمول عارض بر موضوع مىشود و از ناحيهء موضوع تعبير به « اتصاف » مىكنند ، مىگويند موضوع متصف به محمول مىشود ؛ مىخواهند ميان عروض محمول بر موضوع و اتصاف موضوع به محمول نوعى تفكيك كرده باشند ، به اين معنى كه اينها را دو چيز حساب كرده‌اند ؛ بعد مىگويند اگر محمولى بر موضوعى صدق كند اين از سه حال بيرون نيست : 1 . يك وقت است كه عروض محمول بر موضوع و اتصاف موضوع به محمول هر دو خارجى است . اگر چنين باشد نه معقول ثانى منطقى است نه معقول ثانى فلسفى . اينكه حاجى گفته است اينها معقولات اوليه هستند حرفش درست است ولى نه اينكه معقولات اوليه منحصر به اينها باشد . البته اگر اين تعبير را نمىكرد بهتر بود . مثالش اين است كه مثلا ما مىگوييم : « زيد قائم » يعنى زيد ايستاده است . « ايستادن » عارض زيد شده است ؛ عارض وجود خارجى زيد يا عارض وجود ذهنى ؟ عارض وجود خارجى . 2 . يك وقت هست كه عروض محمول بر موضوع و اتصاف موضوع به محمول هر دو در ذهن است . اگر چنين باشد معقول ثانى منطقى است ، مانند كليت كه عارض انسان مىشود در ذهن . 3 . يك وقت است كه عروض محمول بر موضوع در ذهن است و اتصاف موضوع به محمول در خارج . اگر چنين باشد معقول ثانى فلسفى است ، مانند اينكه مىگوييم : « انسان ممكن است » . اين بود خلاصهء بيان متأخرين از حكما در باب معقولات ثانيهء منطقى و فلسفى ، كه تفصيل آن را به درس بعد موكول مىكنيم .