مرتضى مطهرى

360

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وقتى كه چنين است پس يك نوع وحدتى در اينجا برقرار است كه گاهى از آن تعبير مىكنند به « وحدت در كثرت و كثرت در وحدت » ( كه اين مقدار را هم حاجى آورده است ) ؛ هر دويش صادق است . به يك معنا مدرك در مرتبهء ذات نفس است ، و به يك معنا ذات نفس در مرتبهء ذات مدرك است . خلاصه اينكه معنى اتحاد عاقل و معقول صرف گفتهء حاجى به اينكه مانند ماده‌اى است كه تبديل به صورت بشود نيست ، بلكه بالاتر از اين است ؛ به اين معنى كه هر چه به ادراك نفس افزوده بشود بر مرتبه‌اى از مراتب نفس افزوده شده است نه اينكه صرفا يك امر بالقوه تبديل به امر بالفعل شده باشد .

--> امر مباين الوجود مگر مىتواند يكى از آنها نزديكتر باشد به ديگرى از خود آن ديگرى ؟ مگر مىتواند دست من از خود كتاب به كتاب نزديكتر باشد ؟ بلى ، به يك نحو مىتواند معنا داشته باشد و آن اينكه يك چيز از خود كتاب بيشتر خود كتاب باشد . اين است آن تصور بسيار لطيفى كه اينها در باب بسيط الحقيقة دارند . وقتى كه يك شىء از خود يك شىء بيشتر خود او باشد و بيشتر مقوم ذات او باشد آن وقت اين معنا صدق مىكند كه او از خودش به خودش نزديكتر است : « دوست نزديكتر از من به من است » . ممكن است سعدى تصورش از اين سخن فقط يك تصور خيالى شاعرانه باشد ولى به نظر دقيق فلسفى اين مطلب درست است . - اين تفسير اين آيه نيست ؟ استاد : چرا ، همان « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » است . - قول جمهور در مقابل قول بوعلى چيست ؟ استاد : در مقابل قول بوعلى قول خود صدر المتألّهين است .