مرتضى مطهرى

358

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در كار نيست ؛ يعنى ديگر يك وحدت واقعى ميان اينها وجود ندارد « 1 » . ولى حرف صدر المتألّهين چيز ديگر است . اول مىآيد اين حرف را تحليل مىكند و تحليلش « 2 » به اينجا مىرسد كه مىگويد هر ادراكى را كه در نظر بگيريم نمىتواند خودش در مرتبهء ذات مدرك نباشد . بايد هر ادراكى خودش مدرك باشد ( تا اينجا كأنّه برهان به نفع هيوم اقامه كرده است ؛ يعنى مطلبى را كه هيوم برايش برهان اقامه نكرده است او برايش برهان اقامه كرده است ) ولى در عين حال كه هر ادراكى به حكم برهان ، خودش مدرك هم هست يك چيز ديگرى هم در اين كنار وجود دارد . همان « من » ى كه قبل از اين ادراك وجود داشت در عين حال همين « من » هم مدرك است . پس ، از يك طرف آن « من » به همان حال وحدت و شخصيتى كه قبلا وجود داشت الان واقعا همان « من » است كه مدرك اين است ؛ در عين حال برهان مىگويد اين ادراك ، خودش هم در مرتبهء ذات خودش مدرك است . پس چطور است كه در آن واحد [ هم « من » مدرك اين است و هم آن ديگرى ؟ ] مىگويد دو وجود متغاير و متباين محال است كه از حيثيت واحد هم اين [ يعنى « من » ] مدرك « اين » [ يعنى معلوم ] باشد و هم در همان حال مدرك خودش باشد . ولى اينها دو وجود متغاير و متباين نيستند ، چون آن ادراك به صورت مرتبه‌اى از مراتب « من » در مىآيد . پس « اين » در مرتبهء ذات خودش هم مدرك است هم مدرك ولى خود مدرك يك مرتبه‌اى از مراتب ذات « من » است و بلكه به يك معناى ديگر آنچه ما در مورد « بسيط الحقيقة كلّ الاشياء » مىگوييم در اينجا صادق است . به يك معناى ديگر خود اين ادراك و مدرك عين « من » است ، چون اين ادراك و مدرك جلوه‌اى از جلوات « من » و شأنى از شؤون « من » است . پس در آن واحد اين هر دو مطلب درست است و هيچ تضادى هم بينشان نيست كه « اين » در ذات خودش هم مدرك است هم مدرك ، در مرتبهء ذات خودش هم مدرك اين است

--> ( 1 ) اين حرف را ديگران هم مىگويند . ماترياليستها هم همين حرف را مىگويند ؛ مىگويند « من » واقعى انسان در واقع « من » هاست ، چون ادراكات زنجيروار يكديگر را تعقيب مىكنند اما چون پشت سر همديگر حركت مىكنند ما اينها را يكى مىبينيم . در واقع « من » ها وجود دارد و سرعت گذشت اينها سبب شده است كه ما خيال كرده‌ايم « من » وجود دارد . به عدد ادراكات مدرك وجود دارد ، اما شما خيال مىكنيد كه يك مدرك واحد وجود دارد . ( 2 ) تحليلش را ما ديگر در اينجا ذكر نمىكنيم ، چون ممكن است چندين جلسه وقت بگيرد . وقتى حاجى در آن تحليل گير كرده است معلوم است كه كار خيلى مشكل است .