مرتضى مطهرى
350
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> استاد : اين را اتفاقا خود ما هم در كتابهاى اجتماعى به كار مىبريم ، در فلسفه به كار نمىبريم . مثلا مىگويند : « خودآگاهى ملى » ، « خودآگاهى مذهبى » ، « خودآگاهى طبقاتى » . اينها غير از آن خودآگاهى فلسفى است . خودآگاهى طبقاتى يعنى آگاهى به « خود » از نظر وضعش در اين طبقه و از آن جهت كه در اين طبقه است ، چون ممكن است انسان به وضع طبقاتى خودش آگاه باشد [ و ممكن است آگاه نباشد ] . خودآگاهى ملى يعنى آگاهى به « خود » از آن جهت كه در اين ملت است ، زيرا من از آن جهت كه مثلا ايرانى هستم ممكن است به وضع خودم از نظر ايرانى بودن آگاه باشم و ممكن است آگاه نباشم . از نظر حكماى ما اينها همه « غير آگاهى » است ، ولى به اعتبار اينكه اين طبقه يا اين ملت يا اين مذهب يك نوع وابستگى به خودش دارد لذا اصطلاح « خودآگاهى » را در اين موارد به كار مىبريم . - وضع خودش را نبايد گفت . استاد : اينها اينطور مىگويند . من كارى به صحت و سقم مطلب ندارم ؛ مىخواهم بگويم كه اينچنين مىگويند . به هر حال گفتهاند . من اين اصطلاح فارسى را عرض مىكنم . به هر حال در فارسى غلط انداز آمده است . در زبان فارسى اين نحو آگاهيهايى را كه انسان به يك سلسله امورى كه به او وابسته است پيدا مىكند به دليل اينكه به خودش وابستگى دارد به نام « خودآگاهى » مىنامند ، مثلا مىگويند : خودآگاهى ملى ، خودآگاهى طبقاتى ، و حتى خودآگاهى مذهبى ، و امثال اينها . - [ گوينده ( آقاى « ب » ) خود مترجم است . ] به اقوال مترجمين زياد اعتماد نفرماييد ! ( خندهء حضار ) - بله ، بالاخره قول آقاى « ب » هم در اينجا حجت است . استاد : نه ، دو مطلب است . يك وقت هست كه ترجمه را از جنبهاى در نظر مىگيريم كه يك كسى حرف ديگرى را ترجمه مىكند ، اين ترجمه هيچ وقت مورد اعتماد نيست . ولى يك وقت ترجمه را نه از آن جهت كه ترجمهء حرف ديگرى است بلكه مستقلا و به عنوان يك نظر و فكر - هر چند كه حاصل فكر و استنباط مترجم باشد - مورد بحث و نقد و بررسى قرار مىدهيم . - يك كسى گفت كتاب را عليرغم همهء مساعى مترجم براى اينكه من نفهمم بالاخره فهميدم ( خندهء حضار ) . استاد : بله ، گاهى اينچنين مىشود و اين خود يك حقيقتى است كه ممكن است خوانندهء يك كتاب ، از برگردانندهء اصلى ، مطلب را بهتر بفهمد . - يعنى خود مترجم ممكن است نفهميده باشد . استاد : اين سخن پيغمبر اكرم كه جزء سخنان آخر آن حضرت است و شيعه و سنى روايت كردهاند خيلى عجيب است كه بعد از اينكه فرمود : « فليبلغ الشّاهد الغائب » ( يعنى آنچه را كه از من مىشنويد به ديگران ابلاغ كنيد ) فرمود : « فربّ حامل فقه غير فقيه و ربّ حامل فقه إلى من هو افقه منه » ( سفينة البحار ، ج 1 / ص 392 . ) ( فقه يعنى فهم عميق ، يعنى فكر كردن دربارهء امرى كه احتياج به فهم عميق دارد و بايد روى آن فكر كرد ) يعنى ممكن است شما چيزى از من روايت بكنيد و خودتان نفهميد ولى آيندگان خواهند فهميد ، يا ممكن است شما بفهميد ولى آن كسى كه بعد از شما مىآيد بهتر از شما خواهد فهميد . اين جمله خيلى عجيب است ؛ و داستانى