مرتضى مطهرى

345

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

--> عالى در باب نفس است . پس در باب نفس در عين وجود كثرات يك وحدت حافظ همهء اين كثرات وجود دارد ، يعنى همهء كثرتها به منزلهء شاخه‌هاى فرعى يك ذات است كه آن ذات نفس است . - در باب اينكه بنده پرسيدم اين اثنينيت را انسان چطور متوجه مىشود در عين حال كه وحدت پيدا مىكند ، آيا در اينجا حافظه دخيل نيست ؟ يعنى اين در عين حال كه الآن يك چيزى را مثلا حس كرده است و ادراك كرده است به يادش هم هست كه قبلا بود و اين را نمىدانست ، و از اينجا پى مىبرد به اينكه عالم غير از علم است و غير از معلوم است . استاد : تازه خود « حافظه » يكى از مراتب نفس است كه آن را درك مىكند . - به هر حال حافظه در آن دخيل است . استاد : مىدانم ، ولى مسألهء مراتب مطرح است ؛ يعنى اگر انسان فقط قوهء حاسه مىبود و هيچ چيز ديگرى نمىبود و حافظه هم به قول شما نبود و هيچ چيز ديگرى نبود ، بلى ، او تحول پيدا مىكرد بدون اينكه خودش به خودش و به تحول خودش آگاه باشد . - و بالنسبه آگاه هم نبود به آنچه كه حس مىكند . استاد : قهرا ديگر آگاه نبود ، يعنى آن وقت ديگر اصلا آگاهى وجود نداشت . البته آگاهى به معناى حضورى وجود داشت ، آگاهى به نحو حصولى وجود نداشت ، چون آگاهى حضورى كه به هر حال وجود دارد . - ولى نمىفهميد كه يك چيزى برايش حاصل شده است . استاد : « نمىفهميد » مربوط به علم حصولى است ، يعنى همين توجه بعدى . آخر ، آگاهى به شىء يك مطلب است ، آگاهى به آگاهى مطلب ديگر است . - بله ؛ يعنى آگاهى به آگاهى پيدا نمىشود . استاد : آگاهى به آگاهى پيدا نمىكند . البته مسلّم هم هست . انسان اگر حافظه نداشته باشد اصلا چيزى براى او باقى نمىماند . اين معلوماتى كه ما الآن داريم همه معلومات حصولى است ، همه صورتهايى است ذخيره شده و انبار شده از اشياء در خارج . همهء تجربه‌هايى كه داريم ، همهء درسهايى كه خوانده‌ايم ، همهء حرفهايى كه ياد گرفته‌ايم ، همه ، علمهاى حصولى ذخيره شده در حافظهء ماست . اگر حافظه نباشد همه اينها از بين مىرود . ولى در عين حال آن جريان اصلى كه در متن واقع يك جريان آگاهانه بوده است وجود دارد و از روى آگاهى بوده است ، منتها ما چيزى از آن به ياد نداريم . اين مطلب ديگرى است . فرموديد كه در ادراك سه عامل دخيل است : علم و عالم و معلوم . استاد : يعنى ما سه « مفهوم » در اينجا داريم كه در بعضى از موارد اين سه مفهوم به صورت سه عامل خودنمايى مىكند يا فرض مىشود . - بله ، سه مفهوم در اينجا داريم : علم و عالم و معلوم . حالا در علم نفس به ذات خودش اين هر سه متحد مىشوند و وحدت پيدا مىكنند ، به آن كار نداريم ؛ ولى در علم به غير يك صورت معلومه هست و يك عمل « علم » است