مرتضى مطهرى

313

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جزئى است ، مفهوم بكر يك واقعيت جزئى است . ولى مفهوم جزئى واقعيت جزئى نيست ؛ صرف مفهوم و ماهيت محض جزئى است ؛ يعنى آن چيزى است كه جزئى بودن فقط در مرتبه ذاتش صدق مىكند نه در مرحلهء واقعيتش . در مقام واقعيتش و به اعتبار اينكه در ذهن من واقعيتى پيدا كرده است نقيضش بر او حمل مىشود . مثال سوم : شبههء شريك البارى همين اشكال در آنجا كه مىگويند : « شريك البارى ممتنع است » مطرح مىشود . اشكال اين است كه همين چيزى كه شما الآن تصور كرده‌ايد و مىگوييد شريك البارى ممتنع است ، شريك البارى است يا شريك البارى نيست ؟ جواب اين است كه شريك البارى است به اين معنى كه مفهوم شريك البارى است و تعريف شريك البارى بر او صادق است نه اينكه چيزى كه الآن در ذهن من شريك البارى است واقعا شريك خداوند است : فما بحمل الأوّلى شريك حق * عدّ بحمل شايع ممّا خلق « 1 » بازگشت به اصل بحث در اينجا مىگويند تمام اين حرفها كه در باب وجود ذهنى گفته مىشود كه آنچه در ذهن هست ماهيت اشياء است مقصود اين است كه ماهيت آن اشياء است به حمل اولى نه اينكه ماهيت آن اشياء است به حمل شايع ؛ يعنى آنچه كه در ذهن وجود دارد و مثلا ما به او مىگوييم « انسان » با آنچه كه در خارج وجود دارد و ما به او مىگوييم « انسان » خيلى فرق دارد . نبايد خيال كرد كه به همان معنا كه در خارج انسان مصداقى دارد در ذهن هم مصداقى دارد : يك مصداق براى انسان آن است كه در بيرون راه مىرود و يك مصداق براى انسان آن است كه در ذهن من وجود دارد . نه ، مقصود اين نيست ، بلكه مقصود اين است كه انسان خارجى مصداق انسان است

--> ( 1 ) . منظومه ، فريدهء وجود و عدم ، غرر فى دفع شبهة المعدوم المطلق .