مرتضى مطهرى
308
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
زيد جزئى است ، مفهوم عمرو جزئى است ، اما مفهوم جزئى كه جزئى نيست ، مفهوم جزئى كلى است . آن وقت تناقض در همين جا به وجود مىآيد : از يك طرف مىگوييم مفهوم جزئى كلى است ؛ زيرا مفهوم جزئى خودش قابل صدق بر كثيرين غير متناهى است . از طرف ديگر از باب اينكه هر چيزى خودش خودش است مىگوييم مفهوم جزئى جزئى است ؛ زيرا مفهوم جزئى را نمىشود خودش را از خودش سلب كنيم و بگوييم جزئى جزئى نيست ، جزئى كلى است . ما وقتى هم كه جزئى را تعريف مىكنيم همينطور تعريف مىكنيم ، مىگوييم مفهوم جزئى يعنى آن مفهومى كه قابل صدق بر كثيرين نيست ؛ يعنى همين مفهوم قابل صدق بر كثيرين نبودن را كه مساوى با جزئى است بر جزئى حمل مىكنيم . پس ، از يك طرف مىگوييم مفهوم جزئى خودش مفهومى است كه قابل صدق بر كثيرين نباشد ؛ از طرف ديگر مىگوييم مفهوم جزئى خودش قابل صدق بر كثيرين غير متناهى است . پس در اينجا يك تناقض به وجود مىآيد ؛ يعنى يك محمول از يك موضوع سلب مىشود و در عين حال همان محمول براى همان موضوع اثبات مىشود . در پاسخ اين اشكال مىگويند اگر شما اين دو گونه اعتبار دقيق را كه يكى حمل اولى ذاتى و ديگرى حمل شايع صناعى است در نظر بگيريد ، مىبينيد كه هيچ تناقضى نيست . حالا ما اين را به يك تعبير ديگرى غير از آن تعبيرى كه اينها كردهاند عرض مىكنيم . بيان ديگرى از حمل اولى ذاتى و حمل شايع صناعى يك وقت هست در مقام تعريف يك چيز هستيم ، و يك وقت هست در مقام بيان احكام يك چيز هستيم . مثلا يك وقت هست كه مثلث را تعريف مىكنيم ، و يك وقت هست حكمى از براى مثلث بيان مىكنيم . اگر از شما بپرسند « المثلث ما هو ؟ » ، « مثلث چيست ؟ » آيا صحيح است كه در مقام تعريف مثلث بگوييد مثلث مجموع زوايايش مساوى با دو قائمه است ؟ اين ، تعريف است ، يا حكمى است كه براى مثلث اثبات مىكنيد ؟ وقتى من مىپرسم « مثلث