مرتضى مطهرى

294

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

--> استاد : بله . اين كه در [ علم اصول ] هست . و بالاترش هم هست كه اتفاقا حلش هم خيلى مشكل است و در اين زمينه رساله‌ها نوشته‌اند و من در همين اواخر هم كه مطالعه مىكردم ديدم مخصوصا در دورهء سيد صدر شيرازى و جلال دوانى اين مسأله بسيار مطرح بوده است و اسم اين مسأله را گذاشته بودند « جذر أصمّ » كه در فلسفه اگر مىگويند « مسأله جذر أصمّ » به همين معنى است . مسألهء « كلّ خبرى كاذب » اين قدرها مشكل نيست ؛ از همه مشكلتر اين است ( البته اين را هم باز به دو صورت مىشود طرح كرد كه شايد يك صورتش مشكلتر باشد ( رجوع شود به مجموعه آثار 5 ، بخش « شرح منظومه » ، ص 300 ) ) كه شخصى مثلا در ساعت 7 امشب مىگويد : « خبرى كه فردا ساعت 12 ظهر به شما مىدهم راست است » و فردا ساعت 12 خبرى كه مىدهد اين است كه مىگويد : « خبرى كه ديشب در ساعت 7 دادم دروغ بود » . حالا اين خبرى است كه از راست بودنش دروغ بودنش لازم مىآيد ، [ و از دروغ بودنش راست بودنش لازم مىآيد ] ؛ يعنى صدقش مستلزم كذبش است و كذبش مستلزم صدقش است ؛ يعنى در آن واحد هم بايد صادق باشد و هم بايد كاذب باشد ، و اين اجتماع نقيضين است ؛ زيرا اين خبرى كه امشب مىگويد ( يعنى همين خبرى كه مىگويد : خبرى كه فردا ساعت 12 به شما مىدهم راست است ) يا راست است يا دروغ . ما اول بنا مىگذاريم كه اين خبر راست باشد . اگر راست است پس آن خبر فردايش كه مىگويد اين خبر دروغ است راست است . اگر آن خبر فردا راست است پس خودش دروغ است . پس نتيجه مىگيريم كه اين خبر اگر راست است بايد دروغ باشد [ يعنى صدقش مستلزم كذبش است ] . و اما اگر بنا بگذاريم كه اين خبر دروغ باشد پس آن خبر فردايش كه مىگويد اين خبر دروغ است دروغ است . پس نتيجه مىگيريم كه اين خبر اگر دروغ است بايد راست باشد ، يعنى كذبش مستلزم صدقش است . پس ، از دروغ بودنش راست بودنش لازم مىآيد و از راست بودنش دروغ بودنش لازم مىآيد كه اين مسأله را به نام « جذر أصمّ » ناميده‌اند و رساله‌ها در اين زمينه نوشته‌اند و بعضى رساله‌هايش هست . ( مانند رسالة فى بيان شبهة جذر الأصم از مؤلفات شمس الدين محمد جعفرى . ) - اينها چاپ نشده است ؟ استاد : چرا ، بعضى از آنها چاپ هم شده است كه من اخيرا يك مطلبى در همين باره در ضمن يك كتابى پيدا كردم - در حدود يكى دو ورق - و دادم يك نسخه از آن عكسبردارى كردند و الآن دارم . به هر حال اين مطلب هست . اين بحث در بين حكما و منطقيين ما مطرح بوده است و بحث جديدى نيست . - اين همان حرف شكاكان است . شكاكان براى اينكه بگويند هيچ حكمى صادق و معتبر نيست دليل آورده‌اند كه هر حكمى شامل نقيض خودش هم هست . استاد : بله . حالا من نمىدانم كه آنها اين مسأله را طرح كرده‌اند يا نه . - چرا ، آنها اين را طرح كرده‌اند .