مرتضى مطهرى
292
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
2 . اشكالات و نظريات در باب وجود ذهنى در جواب شبههء وجود ذهنى رسيديم به جواب صدر المتألّهين كه ششمين جوابى است كه به اين شبهه و اشكال داده شده است و خلاصهء آن اين است : ماهيتى كه در ذهن وجود پيدا مىكند اين ماهيت هم خودش خودش است و هم خودش خودش نيست ؛ يعنى انسان در ذهن انسان است و در عين حال انسان در ذهن انسان نيست . اين حرف را براى انسان خارجى ما نمىتوانيم بگوييم . مثلا نمىتوانيم بگوييم اين زيد انسان است و اين زيد انسان نيست . ولى در انسان ذهنى اين دو قضيه هر دو صدق مىكند كه « انسان ذهنى انسان است » و « انسان ذهنى انسان نيست » . چگونه اين دو قضيه هر دو صادق است ؟ تعبيرى كه مرحوم آخوند كردهاند و اصطلاحى كه ايشان به كار بردهاند اين است كه انسان ذهنى انسان است به حمل اوّلى ذاتى و انسان ذهنى انسان نيست به حمل شايع صناعى . ما قبل از اينكه اساسا اين دو حمل را تعريف كنيم بهتر است بحث را در غير وجود ذهنى ببريم و اين مطلب را نه از جنبهء وجود ذهنى بلكه با يك مثالهاى ديگرى توضيح بدهيم كه قطع نظر از مسألهء وجود ذهنى آيا مىشود يك چيزى خودش خودش باشد به اعتبارى ( كه حالا مىخواهيد اسم اين اعتبار را « حمل اوّلى ذاتى » بگذاريد و مىخواهيد به اسم ديگرى بناميد ) و به اعتبار ديگر خودش