مرتضى مطهرى

284

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه مثلا عين ناصر الدين شاه است نه معنايش اين است كه اين از هر جهت عين اوست ، از نظر ماهيت هم عين اوست ؛ بلكه اين نقاشى شبيه اعراض ناصر الدين شاه است ؛ شكل او را نشان مىدهد . پس اين قول ، آن مقدمه‌اى را كه در اينجا درج شده بود كه اشياء با ماهياتشان در ذهن وجود پيدا مىكنند ، انكار مىكند . حاجى هم اين نظريه را به اين تعبير آورده است : « و قيل بالاشباح الاشيا انطبعت » يعنى گفته شده است كه اشياء شبحشان در ذهن منطبع مىشود نه ماهيتشان . وقتى كه ماهيت در ذهن منطبع نشود ديگر اشكال « فجوهر مع عرض كيف اجتمع - ام كيف تحت الكيف كلّ قد وقع » هم پيش نمىآيد . 4 . نظريهء انقلاب يا نظريهء سيد صدر ( انكار مقدمهء سوم ) « و قيل بالانفس و هى انقلبت » اين نظريه مثل نظريهء اشباح است يعنى منكر اين است كه همان ماهيت در ذهن بيايد ، ولى انكار او به اين نحو است كه هم گفته است كه ماهيت اشياء در ذهن مىآيد و هم گفته است در ذهن نمىآيد . گفته است همان ماهيت در ذهن مىآيد ولى در حالى كه منقلب شده است ؛ يعنى انقلاب ماهيت رخ مىدهد ؛ همان ماهيت است در حالى كه انقلاب پيدا كرده است . اين نظريه مىگويد انقلاب ماهيت چه مانعى دارد ؟ چه اشكالى دارد كه يك ماهيتى جوهر باشد و منقلب بشود به كيف ؟ كم باشد و منقلب بشود به كيف ؟ اضافه باشد و منقلب بشود به كيف ؟ از آن نظر كه به حالت منقلب شده در ذهن آمده است حالا ديگر جوهر نيست . اين نظر مىگويد ما هم قبول داريم كه ماهيت اشياء در ذهن مىآيد . اگر ماهيت ، منقلب نشده در ذهن بيايد اشكال هست ولى منقلب شده و مبدل شده كه بيايد ديگر اشكالى نيست . اين نظريه را سيد صدر شيرازى گفته است كه جواب قاطع هم به آن داده‌اند و پيرو هم پيدا نكرده است . اولا بايد بدانيم كه ما دو جور انقلاب داريم : انقلاب اوصاف و انقلاب ذات . انقلاب اوصاف خيلى ساده است . انقلاب اوصاف اين است كه يك شىء در اوصافش انقلاب پيدا كند مثل اينكه يك شىء شيرين است ترش مىشود ، ترش