مرتضى مطهرى

27

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بو على هم به كار برده است آيا بايد فقط به امور عامّه كه بخشى از فلسفه الهى است اطلاق كنيم يا به تمام فلسفهء الهى ؟ حقّ ، شقّ دوم است و ارسطو هم آن را به همين معنى به كار برده است و اين مطلب دليل هم دارد . اينجا هم باز شيخ اشراق اين اشتباه را كرده كه فلسفهء اولى را فقط به امور عامّه اطلاق كرده است و ملا صدرا هم فقط در كتاب شرح هدايه اين پيروى را از شيخ اشراق نموده است « 1 » . به هر حال حكمت الهى را هم ( كه اسمش هر چه مىخواهد باشد ، متافيزيك ، ما بعد الطبيعه ، علم الهى ، علم كلّى ، فلسفهء عام ، فلسفه به طور مطلق و اين اسمهايى كه روى آن گذاشته‌اند ) به دو بخش تقسيم كرده‌اند : بخش امور عامّه و بخش الهيّات بالمعنى الاخصّ ، كه قسمت عمده بخش امور عامّه است و بعد در بخش الهيّات بالمعنى الاخص به عنوان نتيجه‌گيرى در مورد خدا و صفات خدا و اين قبيل مسائل بحث مىشود . آن قسمتهاى اختصاصى را « الهى به معنى اخص » مىگويند و اين قسمت عام را « الهى به معنى اعم » . حاجى اين كتاب را - كه گفتيم مشتمل بر چندين علم و چندين فن است - به نحو خاصى تقسيم بندى نموده است ؛ مىگويد : انّ كتابنا على مقاصد * و كلّ مقصد على فرائد تقسيم بندىاش به اين نحو است كه كتاب را مقصد مقصد كرده و هر مقصد را به چند فريده تقسيم كرده است كه اين فريده‌ها به منزلهء ابواب كتاب مىشوند ، و هر فريده را به چند غرر تقسيم نموده است كه در حكم فصلهاى كتاب مىشوند . مقصد اول را « امور عامه » قرار داده است و مقصد دوم را « مقولات » و مقصد سوم را « الهيّات بالمعنى الاخص » و مقصد چهارم را « طبيعيات » و مقصد پنجم را « نبوّات و منامات » و مقصد ششم را « معاد » و مقصد آخر را « اخلاق » قرار داده است . ما اكنون

--> ( 1 ) . - شيخ اشراق و نظاير او كه اين اشتباه را كرده‌اند الهيات بالمعنى الاخص را در كجا جا مىدهند ؟ جزو فلسفهء وسطى قرار مىدهند ؟ استاد : نه ، فقط در كلمهء « فلسفه اولى » اشتباه كرده‌اند ؛ خيال كرده‌اند اگر ما « فلسفهء كلّى » مىگوييم همه آن را مىگوييم و اگر « فلسفهء اولى » مىگوييم فقط قسمت امور عامه را مىگوييم . اين فقط اختلاف در اصطلاح است . به هر حال اين يك مطلب جزئى است كه حالا خيلى به آن كار نداريم .