مرتضى مطهرى
249
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بحث اشتباه كردهاند ( مثل اروپاييها ) چقدر از مطلب دور افتادهاند . آنها اينجور مىگويند كه در ذهن نيست ، در طبيعت هم نيست و اين اشاره به همان وجود مجرد عقلانى است . ولى نه ، اين حرف صحيح نيست . حتى امثال شيخ اشراق همچنين حرفى را نمىزنند . امثال شيخ اشراق هم كه قائل به وجود رب النوع افلاطونى هستند در باب وجود ذهنى و اينكه در ذهن يك مرتبهاى از وجود بايد باشد شك و شبهه ندارند . ارزش اين برهان اين برهان فقط قول به اضافه را نفى مىكند ؛ چون بنابر قول به اضافه تصور كلى ديگر معنى ندارد ، تصورها همه بايد يكنواخت باشد ، زيرا به عقيده اينها علم و تصور عبارت است از رابطهء ميان عالم و معلوم ، رابطهء ميان انسان و اشياء خارجى ، و رابطه ديگر دو گونه نيست . بعلاوه در مورد تصورات جزئى اشكالى پيدا نمىشود ، زيرا مىگويد اين علم عبارت است از رابطهء ميان من و آن شىء خارجى و چون اين رابطه ، رابطهء با جزئى است پس از اين جهت است كه من جزئى را تصور كردهام و علم من و تصور من جزئى است . اما در مورد تصورات كلى اشكال پيدا مىشود . آنجا كه من كلى را تصور مىكنم چگونه است ؟ رابطهء ميان من و كلى چيست ؟ رابطهء ميان من و شىء خارجى كه نمىتواند باشد ، زيرا شىء خارجى كلى نيست . پس يك چيزى در يك موطنى وجود دارد و در آن موطن متصف به كليت است . پس اگر هم ما بگوييم كه علم يك نوع اضافه است باز بايد قائل بشويم كه طبيعت در يك موطنى با صفت كليت وجود دارد و اين موطن همان ذهن است .
--> و لهذا مىگويند تصور جزئى ، تصور كلى . چون تصور يعنى صورت پذيرفتن ، حالا چه صورت جزئى باشد و چه صورت كلى . ولى در اصطلاحات جديد كه البته اينها ترجمه است و من نمىدانم كه اينها در اصل چه كلماتى بوده است ، آمدهاند بين كلمهء « تصور » و « مفهوم » فرق گذاشتهاند . - اصل كلمهاش « ايده » ( aedi ) است . يعنى در ترجمهء « ايده » ( aedi ) گاهى وقتها « تصور » هم مىگويند كه اين خلط مىشود ميان آن چيزى كه آنها مىخواهند بگويند و « تصور » به اين معنا كه شما مىگوييد . استاد : حالا به هر حال ، ما مقصود خودمان را مىگوييم ، شما ببينيد از نظر تطبيق با حرف آنها چگونه مىشود .