مرتضى مطهرى
231
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خودش را از دست داده است ، يعنى حاجى درك نكرده است اين را ، ولى ديگران نه . همان قضيهء حقيقيهء بوعلى بعدها به دست شيخ اشراق و صدر المتألّهين افتاده و مسألهء معروف قضاياى بتّيّه و غير بتّيّه را كه از مسائل خوب و عالى منطق ماست به وجود آورده است . تاريخچهء قضيهء حقيقيه در علم اصول قضيهء حقيقيه در علم اصول هم آمده است . در علم اصول به اين صورت آمده است كه گفتهاند وضع قانون و جعل احكام به نحو قضاياى حقيقيه است نه به نحو قضاياى خارجيه . به اين جهت است كه قضاياى حقيقيه بعد در علم اصول هم زياد طرح شده است . ولى قضيهء حقيقيهاى كه علم اصول مىشناسد همان قضيهء حقيقيهاى است كه حاجى سبزوارى مىشناسد . چون اولين كسى كه قضاياى حقيقيه را در علم اصول آورده است شيخ انصارى بوده است و شيخ انصارى و حاجى سبزوارى يك تلاقى شش ماههاى در مشهد داشتهاند و شيخ در نزد حاجى منطق و فلسفه مىخوانده و حاجى هم نزد شيخ فقه و اصول مىخوانده است . خيال مىكنم قضيهء حقيقيه را شيخ از حاجى ياد گرفته بوده است و لهذا طرز تعبيرش هم همان طرز تعبير حاجى سبزوارى است و به هر حال همين اشتباه حاجى در فقه و اصول هم هست . در بين اصوليّين ، مرحوم نائينى آمده است گفته است تمام قضاياى حقيقيه منحل مىشوند به قضاياى شرطيه ؛ يعنى همين حرفى را كه راسل و امثال او گفتهاند او هم گفته است . گفته اصلا قضيهء حقيقيه در واقع قضيهء حمليه نيست بلكه يك قضيهء شرطيه است . ولى اين حرف درست نيست . قضيهء حقيقيه عينا يك قضيهء حمليه است و قضيهء شرطيه نيست ، زيرا هر جا كه منحل به شرطيه بشود از حقيقيه بودن خودش خارج است . اگر قضيه ، قضيهء شرطيه بشود از حقيقيه بودن خارج است . براى توضيح بيشتر مطلب بهتر است اول فرق بين قضيهء خارجيه و قضيهء حقيقيه را بگوييم . ما اول قضيهء خارجيه و حقيقيه را به شكلى كه حاجى در كتابش طرح كرده است عرض مىكنيم .