مرتضى مطهرى
211
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> ولى در باب وجود ذهنى به قضايا كار ندارند . مىگويند من الآن تصورى مثلا از آقاى زيد در ذهن خودم دارم ؛ اين تصور ذهنى من با وجود عينى او چه رابطهاى دارد ؟ در اينجا به قضيه كار نداريم . يك وقت هست من مىگويم : آقاى زيد سفر لندن رفته و برگشته است . اين يك قضيه است . يك وقت هست نه ، من تصورى از آقاى زيد در ذهن خودم دارم و مىگويم اصلا بين اين تصور و خود آقاى زيد چه رابطهاى برقرار است ؟ بحث وجود ذهنى بحث دوم است . - بحثش هم مفصل است . استاد : بله ، مفصل است . - چطور شده كه بعضا اين مشكلاتى كه در فلسفهء اروپايى در وجود ذهنى پيدا شده براى مسلمانها پيدا نشده است ؟ - چرا ؛ اتفاقا همين مبحث وجود ذهنى مبحث مهم و مفصلى است . - نه ، اينها لااقل تصور كردهاند كه از اين مشكلات بدر آمدهاند ؛ يعنى طرح مشكل كردهاند و اين فلسفه سرنوشتش عوض نشده است . - نه ، مشكل است . ملاصدرا هم كه آمده و به قول خودش قضيه را حل كرده است باز خيلىها قبول ندارند . - همين بايد روشن بشود كه اين مسائلى كه در فلسفهء اروپايى مطرح است و هر فيلسوفى يك جوابى به اين مسأله داده است ، چطور در فلسفهء اسلامى اينجور مايهء تشتت نشده است ؟ آيا اين از اين جهت است كه فلاسفهء اسلامى فرضا به عمق مطلب پىنبردهاند و آن مشكلاتى كه در فلاسفهء اروپايى بوده به ذهنشان نرسيده يا اينكه از اول نظرگاهشان جورى بوده است كه اين مشكلات را با آن حل مىكردهاند ؟ استاد : اتفاقا هر دو مطلب هست . يكى اينكه نظرگاه اينها يك نظرگاه ديگرى است ، و ديگر اينكه مشكلاتى كه در فلسفهء اروپاست بيشتر اين مشكلات در اثر نظريات جديد علمى پيدا شده است . نظريات جديد علمى مشكلات جديدى را طرح كرده كه اين مشكلات در دنياى قديم مطرح نبوده است . - فيزيك جديد حتى فاصلهء بين ماده و قوه را تقريبا از بين برده است . - نه ، يكى از مسائلى كه در فيزيك جديد ، اول بار در مسألهء شناخت مؤثر شد مسألهء كيفيات اوليه و كيفيات ثانويه بود . استاد : مسألهء حركت بود ، مسألهء جهان و حركت . البته اين در دنياى يونان هم بوده است . ذيمقراطيس هم حرفش همين بوده است . آنهايى كه مىگفتند ماده و حركت را به ما بدهيد ما جهان را مىسازيم يعنى مىگفتند واقعيت جز ماده و حركت ماده چيز ديگرى نيست ، حرفشان همين بود . - به خلأ هم اعتقاد داشتند . استاد : آنها همانها بودند كه به خلأ هم اعتقاد داشتند ، بعد مىگفتند كه همهء اين كيفيات گوناگون و جنبههاى رنگارنگ و مختلف را ذهن انسان ساخته است . - و اين اختلاف بين متكلمين و حكما هم منشأش باز به همان يونان برمىگردد . متكلمين از غير ارسطويىها يعنى از ذيمقراطيس و رواقيون و اينها اقتباس مىكردند و حكما از ارسطو اقتباس مىكردند .