مرتضى مطهرى

189

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس اگر ما مقدمات زير را طى كنيم : 1 . در عالم نقص و كمال هست ، در عالم فقر و غنا هست ، در عالم شدت و ضعف هست ، در عالم تقدم و تأخر هست ( مقدمهء اول ) . 2 . هيچيك از اينها بدون آنكه مابه‌الاشتراك عين ما به الامتياز باشد تحقق پذير نيست ( مقدمهء دوم ) . 3 . ماهيات تشكيك پذير نيست ( مقدمهء سوم ) . 4 . وجودات هم اگر حقايق متباينه باشند همهء اينها بىمعنى است چون ديگر وجه اشتراكى در كار نيست ( مقدمهء چهارم ) . آنگاه نتيجه مىگيريم : پس آنچه كه همهء اين حقايق را مىپذيرد حقيقت وجود است و بس « 1 » .

--> هيچ وجه مشتركى ندارند . شفاى بوعلى را بايد با يك چيزى مقايسه كرد كه قابل مقايسه باشد ، يعنى وجه مشترك داشته باشد . حال اگر دو شىء با يكديگر وجه مشترك دارند ولى وجه اختلافشان در غير آن وجه مشترك است باز نقص و كمال معنى ندارد . مثلا اگر كسى بگويد شفاى بوعلى كه در فلسفه است كاملتر است يا فلان كتاب فارسى غير فلسفى ؟ در اينجا هم با اينكه وجه اشتراك وجود دارد ولى وجه امتياز عين وجه اشتراك نيست و نقص و كمال معنى ندارد . ولى اگر بگوييم شفاى بوعلى كاملتر است يا اسفار ملاصدرا ، در اينجا نقص و كمال معنى دارد و اين سؤال صحيح است ؛ يعنى اينها در فلسفه بودن اشتراك دارند و در همان فلسفه بودن يكى ناقص است و يكى كامل . پس نقص و كمال هم به همين حقيقت برمىگردد . تا چنين حقيقتى نباشد نقص و كمال هم معنى ندارد . ( 1 ) . - اگر كسى جز تقدم و تأخر زمانى به تقدم و تأخر ديگرى معتقد نباشد چطور ؟ استاد : همان تقدم و تأخر زمانى را هم كه قائل باشد كافى است ، زيرا تقدم و تأخر زمانى بازگشتش به قوه و فعليت است ، چون تقدم و تأخر زمانى به خود زمان برمىگردد يعنى زمانىها كه بر يكديگر تقدم دارند به اعتبار خود حقيقت زمان است و زمان هم برمىگردد به حقيقت حركت ، و حركت كه بعضى مراتبش بر بعضى ديگر تقدم و تأخر دارد برمىگردد به قوه و فعليت ؛ قوه و فعليت هم تازه مىشود تشكيك . يعنى قوه از مراتب فعليت و فعليت از مراتب قوه است ؛ يعنى باز برمىگردد به تشكيك ؛ و الّا زمان مگر جز يك كشش است ؟ اين جسم ( مثلا اين كتاب ) هم يك كشش دارد ولى در جسم تقدم و تأخر اعتبارى است ؛ يعنى بايد بگوييم كه اين سر كتاب مقدم است بر آن سر كتاب و يا آن سر كتاب مقدم است بر اين سر كتاب . مىگوييم در اينجا تقدم و تأخر اعتبارى است ، يعنى تابع اين است كه شما با چه چيزى مقايسه كنيد . وقتى كه ما دو نفر روبروى هم نشسته‌ايم و اين كتاب در بين ما قرار دارد اگر شما شخص مقابل من را در نظر بگيريد