مرتضى مطهرى

177

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

همين كاغذ اگر ما انبساطش را بيشتر كنيم مىشود هوا و همين هوا را اگر متراكم‌تر كنيم مىشود كاغذ . كاغذ و هوا دو چيز نيستند كه در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند بلكه دو موج مختلف از يك چيز هستند . ما الآن مىگوييم هوا در جوار اين كاغذ قرار گرفته است ولى هوا و كاغذ هر دو واقعا يك جسم هستند ، يك جسم واحد متصل به يكديگر هم هستند . اشتباه است اگر اينها را منفصل از يكديگر بدانيم ، ولى مانعى ندارد كه يك شىء واحد متصل مراتب مختلف داشته باشد ، در يك مرتبه تراكمش بيشتر باشد و در يك مرتبه تراكمش كمتر باشد . خود ملا صدرا در باب « فصل و وصل » از مباحث جوهر و عرض ، اين مسأله را به صورت يك احتمال مطرح مىكند كه آيا ما مىتوانيم بگوييم تمام اجسام عالم يك جسم بيشتر نيست ؟ يعنى ما اجسام نداريم كه در كنار يكديگر باشند ، تمام اجسام عالم يك جسم است و يك وحدت اتصالى واقعى دارد ، انفصالها خيال است ؟ براى اينكه ذهن روشن بشود مثالى بزنيم : مىگويند در عمق دريا گاهى يك رودخانه در جريان است . شما اين مطلب را روى حسابهاى قدما در نظر بگيريد نه روى حساب نظريات امروز كه دريا را مجموعه‌اى از مولكولهاى جدا از يكديگر مىداند . روى حساب قدما تمام دريا يك واحد است ، ولى قسمتى از اين دريا كه تحت فشار قرار بگيرد در درون خودش حركت مىكند ، يعنى يك شىء در درون خودش حركت مىكند . حالا از كجا كه تمام اين اجسام عالم يك واحد نباشند كه در درون يكديگر حركت مىكنند ؟ غرض اين است كه اين خودش وحدت است . اگر كسى ماوراء ماده را منكر شد و در ماده هم قائل شد كه تمام اين ماده‌هايى كه ما به صورت اشياء منفصل ، در عناصر به صورت عناصر ، در مركبات به صورت مركبات ، در هر عنصرى به صورت اتمها ، و در درون [ اتم ] خلأها و ملأها فرض مىكنيم تمام اينها اشتباهات ذهن ماست ، در واقع يك جسم واحد پهن شدهء گسترده بيشتر نيست كه مراتب مختلف دارد ، چنين كسى به وحدت حقيقت قائل است ولى وحدت حقيقت مادى . خلاصه اينكه مسألهء وحدت حقيقت غير از مسأله وحدت وجودى است كه فلاسفهء ما مىگويند . درست است كه از يك نظر همهء اينها قول به وحدت حقيقت است ولى همهء اينها عينا يك قول و يك مطلب نيست . بعد از اين بحث كه در اشياء به دو حيثيت مىرسند : حيثيت وجود و حيثيت ماهيت ، و ايندو را از يكديگر