مرتضى مطهرى
146
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دارد يعنى انسان حقيقت دارد ، اين يك امر انتزاعى است . چون « انسان » از « حقيقت » گرفته شده و انتزاع شده است لذا مىگوييم : « انسان حقيقت دارد » ؛ يعنى اين صورت ذهنى من به نام ماهيت « انسان » از يك چيزى گرفته شده است كه او عين حقيقت و عين موجوديت است . پس قضيهء « انسان موجود است » نه قضيهء تحليلى است مثل اينكه مىگوييم : « انسان حيوان است » و نه قضيّهء تركيبى انضمامى است مثل اينكه مىگوييم : « انسان سفيد است » و حتى نه قضيهء تأليفى انتزاعى است از قبيل اينكه مىگوييم : « انسان ممكن است » . چرا حتّى قضيهء تأليفى انتزاعى نيست ؟ براى اينكه اگر قضيهء « انسان موجود است » مثل قضيهء « انسان ممكن است » قضيهء تأليفى انتزاعى بود بايد « انسان » كه موضوع است منشأ انتزاع باشد و محمول ، انتزاعى و حال آنكه اينجا قضيه بر عكس است ، موضوع از محمول انتزاع شده است . ولى ذهن ما به دليل عموميت اين موضوع و اينكه هميشه خاص را موضوع قرار مىدهد و عام را محمول ، آمده است موضوع را به جاى محمول گرفته است و محمول را به جاى موضوع ، و اشتباه از همين جا پيدا مىشود ؛ يعنى قضيهء واقعى اين است : الوجود انسان ، الوجود شجر ، الوجود حجر . پس ما در باب ماهيت و وجود به نوعى قضيه مىرسيم كه با تمام قضاياى ديگر اختلاف دارد ؛ نه قضيهء تحليلى كانتى است كه محمول جزء ذات موضوع باشد و نه قضيهء تأليفى انضمامى است مثل اينكه مىگوييم « انسان سفيد است » و نه حتى قضيهء تأليفى انتزاعى است از نوع اينكه مىگوييم : « انسان ممكن است » كه موضوع منشأ انتزاع است و محمول از آن انتزاع شده است . و اما اينكه كانت مىگويد وجود محمول حقيقى نيست ، اگر بگويد محمولى است كه در واقع موضوع است حرف درستى است . و اما بعضى از جهت اينكه دچار يك اشكال شدند گفتند كه وجود محمول حقيقى نيست . آن اشكال مهم نيست و آن اين است كه خيال كردند هر محمولى كه عارض موضوع مىشود مفاد محمول « ثبوت شىء لشىء » است و ديدند اين در همه جا درست در نمىآيد . مثلا در قضيهء « انسان موجود است » چه بگوييم ؟ يك وقت مىگوييم اين قضيه نيست و حال آنكه واقعا