مرتضى مطهرى
143
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قضاياى انتزاعى شقّ ديگر قضايا ، قضايايى است كه در تعريف اول داخل مىشود اما در تعريف دوم داخل نمىشود ، كه اين قضايا را مىتوان قضاياى انتزاعى ناميد . اين قضايا قضايايى هستند كه محمول جزء تعريف موضوع نيست ولى در عين حال تحققى جدا از تحقق موضوع هم ندارد . دو تحقق و دو واقعيت نيستند كه با هم متحد شده باشند ، بلكه هر دو از يك واقعيت انتزاع شدهاند ؛ يعنى دو مفهومند كه يك مصداق دارند و از نظر مصداق هيچ كثرتى در خارج نيست . همهء امور انتزاعى از اين قبيل است . مثلا اگر ما بگوييم « انسان ممكن الوجود است » ، در اينجا « امكان » يك امر تحليلى نيست يعنى جزء ماهيت انسان نيست ولى يك امر تركيبى به آن معنا كه وجودى داشته باشد مستقل كه در خارج ضميمه بشود با وجود انسان و دو وجود با هم اتصال و ارتباط پيدا كنند ، اين جور هم نيست ؛ يعنى اينطور نيست كه انسان در خارج قطع نظر از امكان ، وجودى دارد و امكان هم وجودى دارد ( مثل قيام و زيد ) و ايندو با يكديگر پيوند خوردهاند . حتى ما قبل از حكم به وجود انسان حكم به امكان مىكنيم و مىگوييم انسان ممكن است كه وجود داشته باشد . پس اين حكم متعلق به مرتبهء ذات انسان است . انسان در مرتبهء ذات خودش ممكن است . امكان صفتى است كه از ذات انسان انتزاع مىشود بدون اينكه اين صفت انتزاعى يك ما بازاء خارج از خود آن موضوع داشته باشد . مسألهء « وحدت » نيز از همين قبيل است . وقتى مىگوييم « اين انسان واحد است » يعنى انسان در خارج وجودى جدا از وحدت ندارد ؛ اينطور نيست كه وحدت ، وجودى باشد و انسان هم وجودى ديگر و اين دو وجود به يكديگر متصل شده باشند ؛ بلكه از حاقّ وجود اين « انسان » وحدت انتزاع مىشود . پس اگر هر قضيهاى را كه در آن ، محمول خارج از ذات موضوع باشد تأليفى بدانيم همهء قضاياى انتزاعى ، تأليفى است ولى اگر قضيهء تأليفى را قضيهاى بدانيم كه محمول وجودى داشته باشد در كنار وجود موضوع و دو وجود با يكديگر متصل و