مرتضى مطهرى

139

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

--> با ماهيت داريم و ماهيت را با وجود داريم آيا ايندو در خارج به صورت اثنينيّت است ؟ - خير . استاد : پس در خارج يكى بيشتر نيست . - يكى بيشتر نيست ، پس تمام اين انفكاكات انفكاك انتزاعى ذهنى است . استاد : نه آقا ، اجازه بدهيد ، من مىخواهم بگويم بر عكس است ، توأم بودنش مال ذهن است نه انفكاك . وقتى كه ما خوب دقت كنيم و تحليل مىكنيم مىبينيم در خارج دو چيزى است كه به صورت زوج و همدوش يكديگر باشند نيست . - مسلما نيست . - به صورت منفك هم كه نيست . استاد : به صورت منفك هم نيست ، پس چيست ؟ اين تكثيرى است كه ذهن ما كرده است و اين را داراى دو حيثيت و دو جنبه در نظر گرفته است . و در همان درسهاى اول گفتيم كه اين تكثير قطعا به اين صورت است كه يا هر دو ساختهء ذهن است يا هيچكدام ساختهء ذهن نيست و يا يكى از آنها قطع نظر از ذهن پر كنندهء خارج و منشأ آثار خارجى است و ديگرى انتزاع ذهن است كه اين هم دو شق مىشود : يا ماهيت است آن چيزى كه اثر بر او مترتب است و وجود از ماهيت انتزاع مىشود و يا وجود است كه ملأ خارجى را تشكيل مىدهد و ماهيت از آن انتزاع مىشود . - بنده عرض مىكنم هر دو انتزاعىاند . استاد : اگر بگوييد كه هر دو انتزاعى است يعنى هر دو ساختهء ذهن است ، يعنى خارجى در كار نيست ، پس هر چه هست ذهن است . - ما دو جنبه را لحاظ مىكنيم : يكى جنبهء بودنش را و يكى جنبهء چيستىاش را . اينها در خارج يكى است . استاد : شما مىگوييد در خارج يكى است . ولى آيا تكليف اين كثرت را كه ذهن شما ايجاد كرده است مىخواهيم بفهميم يا نه ؟ - آقا از دور يك چيزى مىآيد ، بنده تشخيص نمىدهم كه چيست . مىگويم كه هيچ چيزى نيست . فقط وجودش را تصديق مىكنم ولى از چيستى آن خبر ندارم . بعد كه نزديك آمد مىبينم كه مثلا « اسب » است . اين كه دو چيز نمىشود ، بلكه همان اسبى است كه مىآمده است . استاد : در خارج كه به قول شما دو چيز نيست . اما همين يك چيز دو حيثيت دارد و لذا شما مىگوييد اين اسب است و هست . - هست ، بله . پس اينها ديگر چيست ؟ اينها ديگر همه‌اش زائد است . - يعنى همانطور كه مىفرمايند ماهيت منهاى وجود ، هيچ چيز نيست و وجود منهاى ماهيت هم هيچ چيز نيست . استاد : بله ، حرف همين است ؛ يعنى در اينجا كه بحث مىكنيم وجود منهاى ماهيت نداريم ، و الّا وجود در ذات خودش لازم نيست كه حتما ماهيت داشته باشد ( كه حالا اين مسأله عليحده‌اى است كه بايد در جاى خودش بحث شود ) .