مرتضى مطهرى

122

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كون المراتب فى الاشتداد * انواعا استنار للمراد حرفشان اين است كه چون حركت از كميات است و كميت متصل هم هست و هر كميت متصلى قابل انقسام است الى غير النهايه ، پس امورى كه اشتداد پيدا مىكنند و در اثر حركت مراتب پيدا مىكنند مثل حرارت و رنگ و ديگر كيفياتى كه از ضعف به شدت مىروند ، اينها مراتب غير متناهى دارند . حال اگر ماهيت اصيل باشد بايد اين مراتب غير متناهى همه بالفعل باشد ، يعنى حركت اين شىء در اين مراتب به صورت « بودن » هاى غير متناهى دربيايد ، يعنى اشياء غير متناهى در كنار يكديگر باشند . آن وقت لازم مىآيد كه غير متناهى محصور بين حاصرين واقع شود كه محال است . و اما اگر وجود اصيل باشد اينكه مىگوييم مراتب انواع است به معنى اين است كه انتزاع انواع مىشود و الّا انواع فعليت ندارد ؛ فقط وجود فعليت دارد ؛ اين نوعها و جنس و فصل‌ها همه انتزاعات ذهن ماست و ذهن ما مىتواند براى يك شىء جنس و فصل و نوع‌هاى غير متناهى انتزاع كند ولى اينها كه واقعيت اصيل ندارد ، فقط واقعيت اعتبارى دارد ، يعنى واقعيت « منشأ انتزاعى » دارد كه از يك شىء انتزاع مىشود و الّا خودش هيچ چيز نيست « 1 » .

--> ( 1 ) . - اينكه مىفرماييد حركت مجموعه‌اى از « بودن » ها نيست بلكه مجموعه‌اى از « شدن » هاست من مىگويم اين لفظ « بودن » در اينجا گمراه كننده است ، بايد گفت مجموعه‌اى از ماهيتها نيست . استاد : اينكه گفتيد مجموعه‌اى از « شدن » هاست ، درست نيست . يك « شدن » است نه مجموعه‌اى از « شدن » ها . اما اينكه مىگوييد لفظ « بودن » در اينجا گمراه كننده است ، حرف شما درست است ، چون وقتى مىگوييم مجموعه‌اى از « بودن » هاست يعنى مجموعه‌اى از ماهيتهايى است كه هستند ، يعنى مجموعه‌اى است از ماهيتهاى متحصل . - اين « استنار للمراد » در اينجا براى چيست ؟ استاد : اين را ديگر حاجى براى شعر آورده است . « استنار للمراد » يعنى مستنير است براى مقصود ما ، روشن است براى مقصود ما . اگر مىگفت : « انار للمراد » يعنى منير است و مقصود ما را روشن مىكند ، بهتر بود . ولى چون با شعر جور در نمىآمده است لذا « استنار » آورده است . - آيا نبايد جزو مقدمات اين بحث اين مطلب را ذكر نمود كه ماهيت تشكيك ناپذير است ، اما وجود تشكيك پذير است ؟ استاد : چرا . ما در درس گذشته اين مطلب را عرض كرديم و شايد بهتر بود كه مجددا هم به