مرتضى مطهرى
107
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
امر اعتبارى باشد لازم مىآيد هر شىء متحرك در حال حركت در زمان محدودى از حركت كه در ميان يك مبدأ و يك منتها قرار دارد ، غير متناهى ذات را طى كرده باشد يعنى لازم مىآيد كه غير متناهى محصور ميان دو حاصر قرار گيرد و اين محال است . اما اگر وجود امر اصيل باشد آن وقت مسألهء تكامل انواع ( كه اينها در باب كيفيات فرض مىكنند ولى در غير كيفيات هم مىتوانيم فرض كنيم ) شكل پيدا مىكند نظير كميات خارجى ، يعنى يك شىء واحد واقعى داريم كه بالقوه قابل انقسامات است ؛ يعنى بنابر اصالت وجود ديگر مطلب اين نيست كه شىء وقتى از درجهء حرارت يك مىرسد به درجهء حرارت دو و از درجهء حرارت دو مىرسد به درجهء حرارت سه ، چون حقيقتش همان ذاتش است اين ذات را رها مىكند مىرود به ذات ديگر ، آن ذات را رها مىكند مىرود به ذات ديگر ( و در واقع بايد بگوييم ذاتهاى منفصل از يكديگر ، چون ذاتها ديگر رابطى هم ميانشان نيست ) ، بلكه اين حرارت از درجهء يك تا درجهء صد يك حقيقت بيشتر نيست كه در ذات خودش اشتداد پيدا مىكند ، يك فرد بيشتر نيست كه در ذات خودش اشتداد پيدا مىكند و اين فقط يك وجود است ولى براى هر مرتبهاى از مراتب غير متناهى آن ذهن مىتواند يك ماهيت انتزاع كند . وجود يك حقيقت واحد متصل است و اين انواع و ماهيات و ذاتها هستند كه از وجود انتزاع مىشوند . انتقال از ماهيتى به ماهيت ديگر هست اما اين انتقال به اين معنى است كه وجود در ذات خودش اشتداد پيدا مىكند و لازمهاش فرض ماهيات متعدده و انتزاع ماهيات متعدده است ؛ نه اينكه در واقع يك ماهياتى هستند و اصالت دارند و در واقع شىء يك ماهيتى را رها مىكند و وارد ماهيت ديگر مىشود . آن وقت مسألهء ماهيت براى ما مىشود يك مسألهء ذهنى ، مسألهء تكثر ماهيت براى ما مىشود يك مسألهء ذهنى و مسألهء وجود و مسألهء وحدت مىشود يك مسألهء واقعى و حقيقى ؛ يعنى آن حرارت ، يك واحد واقعى متصل كششدار است كه ماهيات كه ماهيات غير متناهى از آن انتزاع مىشود . اين ، تقريبى و تقريرى بود براى اين برهان بدون اينكه بخواهيم چندان به اطراف مطلب بپردازيم ؛ يعنى براى اين برهان هم باز بايد بعضى مسائل را