مرتضى مطهرى

95

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كلمهء « مِن » صدق نمىكند . ) [ جواب اين است كه ] احكام واقعى به واسطهء اسم و لفظ عوض نمىشود . ما بايد معنا را قصد كنيم و ببينيم چيست . ما بايد حقيقت را بفهميم تا اينكه حتى در آنجايى كه اين لفظ هم صدق نمىكند ولى معنا وجود دارد به مطلب برسيم . فنقول : إن العنصر أو الموضوع الذى يكون منه الشىء إذا كان يتقدمه فىالزمان ، فإنّ له من جهة تقدمه له « 1 » خاصية لا تكون مع حصوله له ، وهى الاستعداد القوى « 2 » ، و إنما يتكوّن الجوهر منه لاجل استعداده لقبول صورته . و أما إذا زال الاستعداد بالخروج إلى الفعل وجد الجوهر و كان محالا أن يقال إنه متكوّن منه . يك شئ كه از شئ ديگر به‌وجود مىآيد ، اگر آن شئ ديگر زماناً بر شئ به‌وجود آمده تقدم داشته باشد ، قهراً بايد در آن ، حالت و خصلت و خاصيتى باشد كه به موجب آن خصلت و حالت اين شئ از او به‌وجود بيايد . نام آن خصلت و خاصيت را « استعداد » مىگذاريم . استعداد چيزى است كه با آمدن فعليت زوال پيدا مىكند . جوهر ثانوى كه از آن اوّلى متكوّن مىشود از آن جهت است كه آن اوّلى استعداد آن جوهر ثانوى را دارد . گفته‌ايم همان گونه كه رابطه‌اى ميان فاعلها و فعلها هست ، رابطه‌اى نيز ميان بالقوه‌ها و بالفعل‌ها هست . همانطور كه از هر فاعلى هر فعلى صادر نمىشود ، هر بالقوه‌اى هم به هر بالفعلى تبديل

--> ( 1 ) . اين كلمهء « له » و آن « له » كه قبلًا آمده ، يكى اضافى است و بهتر است كه اين دومى نباشد . ( 2 ) . اين « استعداد قوى » تا اندازه‌اى تعبير نامأنوسى است . همان‌طور كه در باب قوه و فعل خوانديم گاهى استعداد و قوه به يك معناست . گاهى قوه را به معناى مبدأ فعل و نيرو استعمال مىكنند و گاهى قوه را در مقابل فعليت به كار مىبرند كه مرادف با استعداد مىشود . يك فرق ديگر هم بين لفظ استعداد و قوه هست ، و آن اين است كه اگر استعداد شديد شد و قريب به فعليت بود به آن « قوه » مىگويند . اين استعداد قريب به فعليت را « الاستعداد القوى » مىگويند . مثلًا اگر از ما بپرسند كه آيا اين خاك استعداد انسان شدن دارد يا نه ، مىگوييم : بله ، دارد ، البته به اين صورت كه اين خاك مثلًا به گندم تبديل شود و گندم به نان تبديل شود و اين نان غذاى انسانى بشود و اين غذا به نطفه و بعد به انسان تبديل شود . پس استعداد انسان شدن در او هست ، اما اين استعدادِ بعيد است . استعداد قوى همان استعداد قريب به فعليت است ، يك منزل يا دو منزل مانده به فعليت . مثل نطفه كه مستعد انسانيت است و استعداد قريب به فعليت . معمولًا « قوّه » را جايى مىآورند كه استعداد شديد باشد .