مرتضى مطهرى

61

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جواب داد يا نه ؟ پس اين فصل در واقع مربوط به اين است كه ببينيم ارسطو در اينجا چه گفته است و چه ايرادهايى مىشود بر بيان او گرفت و آيا به آن ايرادها مىشود جواب داد يا نمىشود ؟ پس اين [ فصل ] پرانتزى است در وسط مطلب و در واقع خروج از بحث تناهى علل است . شيخ مىگويد كه ما در اينجا ترجيح مىدهيم كه حرف خودمان را شبيه و در محاذات آنچه كه ارسطو در مقالهء سوم « الالف الصغرى » آورده است بياوريم . گفته‌ايم كه كتاب مابعدالطبيعه ارسطو - كه بعدها به اين نام معروف شده و خود نامى بر اين كتاب نگذاشته است - مشتمل بر مقالاتى است و هر مقاله تحت يكى از حروف هجائيهء يونانى آمده است ؛ مثلًا مقالهء « ب » به تعبير ما و « بتا » به تعبير آنها . ظاهراً مجموع مقالات اين كتاب چهارده مقاله بوده است ، و چون مقالات اين كتاب تحت عناوين حروف الفبا بوده است اين كتاب به نام « كتاب‌الحروف » هم معروف است ؛ يعنى مابعدالطبيعه ارسطو را « كتاب الحروف » هم مىگويند ؛ كما اينكه فارابى هم كتاب‌الحروفى دارد كه اخيراً چاپ شده است . فارابى هم مقالات مابعدالطبيعه خودش را با عناوين حروف الفبا آورده است : مقالةالالف ، مقالةالباء . . . ارسطو در اين كتاب خودش دو مقالةالالف دارد : الالف‌الصغرى و الالف الكبرى . در همان مقالهء الالف‌الصغرى است كه اين بحث تناهى علل را طرح كرده است و خيال مىكنم اساساً مقصود از اين اصطلاح « تعليم اول » هم همان مقالهء الالف‌الصغراى ارسطو باشد . اين نظر از اين عبارت شيخ اندكى ظاهر مىشود كه مىگويد : « و نحن فقد آثرنا فى هذا البيان أن نحاذى المذكور منه فىالتعليم الاوّل فىالمقالة الموسومة بألف الصغرى . . . » . بنابراين ارسطو در « الالف‌الصغرى » مطلبى گفته كه بر آن مطلب ايرادهايى وارد شده و شيخ مىخواهد آن ايرادها و شكوك را حل كند . بيان ارسطو از تعبير « كون شىء من شىء » ارسطو در باب « كون شىء من شىء » تفسيرى بيان كرده كه اين تفسير كامل و جامع نيست و بر اين تفسير ايرادهايى وارد آمده است . ما مطلب او را با تعبير و بيان خودمان مىآوريم . اگر چه او به اين شكل نگفته ولى مطلبش همين است . مىگويد : [ كون شىء من شىء ] إما على سبيل‌الاستحالة و إما على سبيل الاستكمال . « على