مرتضى مطهرى
120
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
موجودات باشد - بجز ذات واجبالوجود - نوعى كثرت را داراست ، حتى اگر اين كثرت با تحليل عقلى فرض شود ؛ و لهذا مىگويند : « كل ممكنٍ زوجٌ تركيبىٌ مركبٌ من ماهيةٍ و وجودٍ » . هر ممكنى جفت است ، يعنى يك حقيقت مزدوج دارد : چيزى است و وجودى ، چيزى است كه وجود دارد ، ماهيتى و وجودى دارد . كسانى كه با مشرب فلسفى فكر مىكردند آيهء « وَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ » « 1 » را چنين تفسير مىكردند كه هر مخلوقى را كه شما در نظر بگيريد جفت آفريده شده است ، يعنى حقيقتش جفت است ، حقيقتش از ماهيت و وجود است . به هر حال ما با آيه در اينجا كار نداريم ، ولى اينكه هر ممكنى زوج تركيبى است ، در آن بحث نيست . در ذات واجبالوجود اين مقدار هم فرض تركيب نمىشود تا چه رسد به داشتن اجزاى خارجى و عينى ، چه اجزاى عقلى و فلسفى باشد مثل ماده و صورت كه شيئى مادهاى داشته باشد و بعد فعليت پيدا كند ، و چه اجزاى اندامى و عضوى ، كه مثلًا شيئى سمع و بصر و عقل و . . . داشته باشد . ما كه هم سميع و هم بصير هستيم ، از آن حيث كه سميع هستيم بصير نيستيم و از آن حيث كه بصير هستيم سميع نيستيم و از آن حيث كه عاقليم سميع و بصير نيستيم ؛ يعنى همهء اينها در ما كثرت دارند . سمع ، جزئى از وجود ماست و بصر جزء ديگر و عقل و علم جزء ديگر از وجود ماست . به جسم هم كه نگاه كنيم همهاش كثرت اندر كثرت مىباشد . در ذات واجبالوجود هيچ نوع كثرتى فرض نمىشود . كثرت است كه محدوديت مىآورد . هر مقدار كه شئ بسيطتر باشد نا محدودتر هم هست . اين از مسلّمات و از مبادى است كه به هيچ وجه نمىشود به آن دست زد و خلافش را تصور كرد . وحدت ذات و صفات در واجبالوجود در باب صفات واجبالوجود مسألهء مشكل همين است كه ما چگونه مىتوانيم
--> ( 1 ) . ذاريات / 49 . مقصود از « زوجين » جفت است . زوج ، هم به معناى جفت گفته مىشود و هم به معناى فردِ در مقابل فرد ديگر ؛ مثل اينكه به زن و شوهر « زوجين » مىگوييم [ كه شوهر زوج زن و زن زوجهء شوهر است ] در حالىكه اگر « زوج » فقط به معناى جفت باشد زوجين بايد چهار فرد باشد ، چون زوجين جفت و جفت مىشود كه هر كدام دو فرد دارند و مجموعاً چهارتا مىشود ، ولى زن و شوهر دو فرد بيشتر نيستند . زوج و زوجه را ما به هر فرد از آنها اطلاق مىكنيم . بنابراين « زوجين » در آن آيه هم به معناى دو جفت نيست كه چهارتا بشود . جفت به معنى « تا » است ؛ مىگوييم فلان شئ جفت فلان شئ است ، يعنى « تا » ى اوست .