مرتضى مطهرى
112
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تفكيك بين اين دو امر نمىشود ؛ وجود واجب و وحدت او به منزلهء [ دو امر ] لاينفك از يكديگر تلقى شدهاند ، چنان كه حضرت على عليه السلام مىفرمايد : « توحيدُهُ اثباتُهُ » « 1 » . در فلسفهء ملاصدرا هم مطلب از جهتى به همين صورت معارف اسلامى است . در اين فلسفه در طبيعت واجبالوجود فرض كثرت نمىشود ؛ نه اينكه عقل ابا نداشته باشد كه واجبالوجود را كثير فرض كند و بعد اثبات كند كه واجب فقط يك شخص دارد . در اين درس ، شيخ فقط اشارهاى به وحدت مىكند و در باب بعد بيشتر به بحث مىپردازد . شيخ در اول « الهيات » به تفصيل وحدت واجب را اثبات كرد و در اينجا فقط به ذكر يكى از دلائلى كه در آنجا مطرح شده بود مىپردازيم . البته شئ ممكن است كه واحد باشد ، اما وقتى واجب باشد طبيعت آن وحدت را اقتضا مىكند . دليلى بر اثبات وحدت واجب اگر ما دو واجب ( يا بيشتر ) داشته باشيم ، اين دو واجب در واجب بودن با يكديگر اشتراك دارند . اكنون مىپرسيم كه آيا مابهالامتيازى ميان آنها وجود دارد يا ندارد ؟ اگر دوتا باشند حتماً وجه امتيازى بايد داشته باشند . اين وجه امتياز به دو صورت مىتواند باشد : يكى اينكه وجه امتياز ، ذاتى آن دو باشد ؛ يعنى در عين اينكه در بخشى از ذات با هم اشتراك دارند در بخش ديگر امتياز دارند . در اين صورت در جنس با هم مشترك و در فصل مختلفند . بنابراين اختلاف آنها « نوعى » مىشود و واجب داراى انواع متعدد مىگردد . ديگر اينكه امتياز آنها در فرد باشد ؛ يعنى يك نوع واجب بيشتر نباشد ، اما همان نوع داراى افراد مختلف باشد ، كه در اين صورت طبعاً امتيازشان به اعراض خواهد بود . حال فرض مىكنيم كه اختلاف واجبها در عوارض است ؛ سؤال مىكنيم : اين عوارض از كجا پيدا شده است ؟ طبيعت اينها كه يكى است و بنا بر طبيعتشان بايد اقتضائات يكسان داشته باشند . در افرادِ ممكن عوارض ناشى از عوامل خارجى است ، اما واجبالوجود كه نمىتواند تحت تأثير عامل ديگر قرار گيرد . اگر
--> ( 1 ) . [ در الاحتجاج ، ج 1 ، ص 475 ، حديث 115 شبيه اين عبارت هست ، به اين صورت : دَليلُهُ اياتُهُ وَ وُجودُهُ اثْباتُهُ . ]