مرتضى مطهرى

79

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس نه تنها يك فرد در رسيدن به سعادت نيازمند به راهنماست بلكه نوع بشر نيز چنين نيازمندى را دارد . ولى از طرف ديگر آيا مىتوان قبول كرد كه چنين نيازمندى بزرگى كه نتيجه‌اش سرگشتگى انسان است در كار باشد و دستگاه عظيم و منظّم خلقت كه در زمينهء احتياج همواره شاهكارهاى خود را بروز مىدهد ، اين نيازمندى را نديده گرفته باشد و از افق ما فوق تدبير انسانى - يعنى افق وحى - او را رهبرى و هدايت نكند و لوح ضمير افرادى پاك و آماده را به انوار اشراق غيبى روشن نكند ؟ شيخ ابوعلى سينا در آخر كتاب النجاة مىگويد : و الحاجة الى هذا الانسان فى ان يبقى نوع الناس و يتحصل وجوده اشدّ من الحاجة الى انبات الشعر على الاشفار و على الحاجبين و تقعير الأخمص من القدمين و اشياء اخرى من المنافع التى لا ضرورة فيها فى البقاء بل اكثر مالها انها تنفع فى البقاء . احتياج به چنين انسانى ( انسانى كه بتواند وحى الهى را بگيرد ) در بقاى نوع انسان بسى بيشتر است از احتياج به اينكه بر روى پلكهاى چشم ، مژگان و بر بالاى چشم ، ابرو و در كف قدم ، گودى ، و اشيائى از اين قبيل در زمينه‌هاى ديگر كه ضرورتى در بقاى انسان ندارد ، پيدا شود . . . يگانه طرحى كه صلاحيّت دارد بشر آن را برنامهء سعادت خود قرار دهد ، طرحى است كه از طريق وحى به وسيلهء انبياء عظام تدريجا براى بشر بيان شده است و صورت كامل آن دين مقدّس اسلام است . بحث در جزئيّات اين طرح از وظيفهء اين درس خارج است . بسيار ديده مىشود كه افرادى كم اطّلاع و ساده ضمير كه خود را تسليم طرح سعادت انبياء كرده‌اند بدون آنكه كاملا به مزاياى آن پى برده باشند آن اندازه از سعادت بهره‌مند مىباشند كه يك صدم آن را يك نفر ديگر كه مدعى دانش است و با شمع كم فروغ دانش خود مىخواهد اين بيابان بىكران را بپيمايد و سرگشته از اين سو به آن سو مىدود ، دارا نيست . پس از اين مقدمات اكنون به شرح و توضيح متن اين نمط مىپردازيم .