مرتضى مطهرى

56

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

لذت را به هدايت غريزه انتخاب مىكند ولى مصلحت را به كمك عقل مىجويد . اين است معنى اينكه مىگويند لذت غريزى است و سعادت عقلى ؛ يعنى تشخيص لذت با طبيعت و غريزه است و تشخيص سعادت با عقل . و باز در همين جا اين مسأله طرح مىشود كه آيا عقل انسان براى تشخيص صحيح سعادت كافى است و يا آنقدر مبهم و پيچيده است كه از ماوراء عقل ( يعنى هدايت وحى ) بايد معرفى شود ؟ آنچه مسلّم است اين است كه تشخيص سعادت غريزى نيست . به عبارت ديگر : لذت و رنج به هر جنبه‌اى از جنبه‌هاى وجودى انسان مستقلا بستگى دارد ، اما سعادت و شقاوت همه جانبه مىباشند و به واسطهء همه جانبگى به عقل يا ماوراء عقل مربوط مىشود . تشخيص لذت و نقطهء مقابل آن ، چون به غريزه بستگى دارد آسان است ، اما تشخيص سعادت و نقطهء مقابل آن آسان نيست و به همين سبب بحث در « سعادت و شقاوت » جنبهء كلّى و فلسفى دارد و هر فيلسوفى ممكن است نظر خاصى دربارهء آنها داشته باشد ، بر خلاف لذت و رنج كه جنبهء جزئى و محدود دارد و كافى است كه يك نفر روان شناس دربارهء آنها تحقيق به عمل آورد ؛ و باز از همين رو اظهار نظر هر فيلسوفى دربارهء سعادت و شقاوت و راهى كه بشر بايد براى رسيدن به سعادت و پرهيز از شقاوت انتخاب كند بستگى كامل دارد به نوع جهان بينى آن فيلسوف و تشخيصى كه دربارهء انسان و جهان دارد ، بر خلاف اظهار نظر دربارهء لذت و رنج كه هيچ گونه بستگى با اين امور ندارد ؛ و از همين جهت است كه پيشنهادهاى دانشمندان در زمينهء سعادت از زمين تا آسمان با يكديگر متفاوت است و احيانا در دو نقطهء مخالف با هم قرار مىگيرند ؛ يكى سعادت را در كسب لذت و ديگرى در ترك لذت ، يكى در غنيمت شمردن « دم » و يكى در مآل انديشى مىداند ، يكى در امور مادى و حسى و ديگرى در امور معقول و نامحسوس جستجو مىكند . اينها همه بستگى دارد به طرز تفكّرى كه آن شخص يا آن مكتبى كه او وابسته به آن مكتب است دربارهء انسان و جهان دارد . علّت اينكه عامّهء مردم با اينكه در يك جهت مشتركند و آن اينكه طالب سعادت خويشند - يعنى اگر سعادت خويش را تشخيص دهند بالطبع در پى آن مىروند - معذلك دنبال هدفهاى مختلفند و راههاى مختلفى براى رسيدن به هدفهاى خود انتخاب مىكنند نيز اين است كه طرز تفكّر شخصى آنها يا مكتب و آئينى كه اينها به آن اعتقاد دارند دربارهء انسان و جهان متفاوت مىباشد ؛ و البته اين جهت علّت ديگر