مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

براى « متعجب » . و ليكن ممكن نيست كه ماهيّت شىء سبب وجود خودش باشد زيرا سبب و علت ، تقدم بالوجود دارد بر مسبّب و معلول ، پس لازم آيد كه ماهيّت قبل از وجود موجود باشد ، پس مىگوييم يا اين است كه وجود متقدم عين وجود متأخر است ، پس لازم آيد تقدم شىء بر نفس ، و يا اينكه وجود متقدم غير از متأخر است ، پس دو اشكال لازم آيد : 1 . ماهيّت واحد بيش از يك وجود داشته باشد . 2 . نقل كلام مىشود در آن وجود متقدم كه قهراً او نيز معلول ماهيّت است و ماهيّت بايد در مرتبهء قبل از وجود ، وجود داشته باشد و بالاخره مستلزم دور يا تسلسل است . فخر رازى در اينجا سخنانى گفته و خواجه مشروحاً جواب داده و صدرالدين شيرازى در جلد اول اسفار به نقل و نقد آنها پرداخته است . قوله : « واجب الوجود المتعين ان كان تعينه ذلك لانه واجب الوجود فلا واجب وجود غيره ، و ان لم يكن تعينه لذلك ، بل لامر آخر ، فهو معلول لانه ان كان وجود واجب الوجود لازما لتعينه كان الوجود لازما لماهية غيره او صفة و ذلك محال ، و ان كان عارضا فهو اولى بان يكون لعلة ؛ و ان كان ما يتعين به عارضا لذلك فهو لعلة ؛ فان كان ذلك و ما يتعين به ماهية واحدة فتلك العلة علة لخصوصية ما لذاته يجب وجوده ، و هذا محال ؛ و ان كان عروضه بعد تعين اول سابق فكلامنا فى ذلك السابق ؛ و باقى الاقسام محال . » واجب الوجود متعين و متمايز از غير يا اين است كه تعين وى از آن جهت است كه واجب الوجود است ، پس واجب الوجودى غير از او نخواهد بود ؛ و اگر تعين وى به واسطهء امر ديگر است پس آن واجب الوجود معلول غير است زيرا اگر واجب الوجود بودن او لازمهء تعين او باشد مىبايست كه وجود ، لازم ماهيتى غير خود يا لازم صفتى بوده باشد و اين محال است ؛ و اگر واجب الوجود بودن عارض تعين باشد پس اولى است به معلول بودن از قسم گذشته ؛ و اگر تعين عارض وجوب وجود باشد پس او نيز به سبب يك علتى است ؛ [ و اگر وجوب وجود و تعين او ماهيت واحدى باشند در اين صورت علت مفروض ، علت چيزى خواهد بود كه بذاته واجب الوجود است ، و اين هم محال است ؛ و اگر عروض اين تعين بعد از تعين ديگرى باشد كه وجوب وجود از قبل آن را داراست ، پس كلام ما در آن تعين سابق